تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
[

15 - كبر

] صفت پانزدهم ، كبر است ؛ كه آدمى خود را بالاتر از ديگران بيند ، و اعتقاد برترى خود را به غير داشته باشد ، و فرق كبر با عُجب گذشت . و از براى اين صفت در ظاهر آثارى چند است كه آن آثار را تكبّر گويند . و آن آثارى است كه باعث حقير شمردن ديگرى و برترى بر آن گردد ؛ چون مضايقه داشتن از همنشينى يا همخوراكى ، يا رفاقت با او ، يا انتظار سلام كردن و تقدّم بر او در راه رفتن و در نشستن و بى التفاتى با او در سخن گفتن ، و به حقارت با او تكلّم كردن ، و پند و موعظه‌ى او را بى وقع دانستن و امثال اين‌ها . و بعضى را اين افعال گاه از حسد و كينه يا ريا نيز صادر مىشود . و صفت كبر از اعظم صفات رذيله است و آفت آن بسيار است ، بلكه خُلق بدى نيست مگر اين كه صاحب تكبّر به آن محتاج است ، به جهت محافظت عزّت و بزرگى خود . و هيچ صفت نيكى نيست مگر آن كه از آن ممنوع است . و از اين جهت آيات و اخبار در مذمّت و انكار او خارج از حيّز شمار است . و مروى است كه ، حق تعالى فرموده كه : « كبريا و بزرگى رداى من است و عظمت و برترى سزاوار من است . هر كه خواهد در يكى از اين‌ها با من برابرى كند او را به جهنّم خواهد افكند » . « 1 » و نيز روايت شده كه : « متكبّرين را در روز قيامت محشور خواهند كرد ، به صورت مورچه‌هاى كوچك . و پايمال همه‌ى مردم خواهند شد به جهت بى قدريى كه در نزد خدا دارند » . « 2 » پس اى برادر من ! زِنهار از تكبّر و تا توانى تواضع را پيشه‌ى خود كن و درصدد معالجه‌ى كِبر برآ . و مبادا كه نفس و شيطان تو را فريب دهد و خود را صاحب ملكه‌ى تواضع و خالى از تكبّر دانى ؛ و حال آنكه آن مرض در خفاياى تو مضمّر باشد

هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 309 و كنزالعمال ، ج 3 ، ص 526 .
( 2 ) . همان ، ص 311 .