اين مختصر گنجايش ندارد .
[
3 - شرك
] صفت سوم ، شرك است ، كه عبارت است از آن كه آدمى غير از خدا ديگرى را هم منشأ اثر داند . پس اگر به اين عقيده ، او را بندگى و عبادت كند ، آن را شرك جلى و شرك عبادت گويند ؛ و اگر او را اطاعت كند در چيزى كه رضاى خدا در آن نيست ، آن را شرك خفى و شرك اطاعت گويند . شبههاى نيست در اين كه شرك ، اعظم بواعث هلاك و خلود در عذاب دردناك است .
[ توحيد ]
و ضدّ آن توحيد است ، و از براى آن اقسامى چند است :
اول ، توحيد در ذات . يعنى خداى را منزّه دانستن از تركيبات خارجى و عقلى و صفات او را عين ذاتش دانستن . دوم ، توحيد در وجوب وجود ؛ يعنى واجب الوجود را منحصر كردن در خدا و نفى شريك از او در صفتِ واجبيّت وجود .
سوم ، توحيد در تأثير و ايجاد . و علامت وصول به اين قسم از توحيد آن است كه آدمى در جميع امور خود توكّل بر خدا كند و امور خود را به او واگذارد و ديده از همهى وسايط بپوشاند ؛ زيرا بعد از آن كه بر او روشن شد كه به غير از خدا احدى منشأ هيچ امرى نيست ، بلكه مبدأ هر موجودى و هر فعلى از خلق و رزق و غنا و فقر و مرض و صحّت و ذلّت و عزّت و حيات و موت و غير اينها ، حق تعالى است و بس ،