بسيار بدون يقين » . « 1 » و از براى صاحب يقين علاماتى چند است : اول ، آنكه در امور خود به غير پروردگار التفات نكند و مقاصد خود را از غير او نجويد و در هيچ امرى خود و ديگران را منشأ اثر نداند ؛ بلكه همهى امور را مستند به ذات مقدّس او و همهى احوال را منسوب به وجود اقدس او داند و چنان داند كه آن چه مقدّر است به او خواهد رسيد . « 2 » و در اين هنگام در نظر او تفاوتى نخواهد بود ميانه فقر و ثروت ، و مرض و صحّت ، و ذلّت و عزّت و امثال اينها ؛ زيرا كه در اين احوال ، چشم از وسايط پوشيده و منبع همهء احوال را از يك سرچشمه مىبيند و آن را از حكيم مطلق و خيّر محض مىداند . دوم ، آن كه در همهى اوقات و حالات در نهايت ذلّت و انكسار ، در خدمت پروردگار بوده ، روز و شب مشغول به جاآوردن خدمت او باشد . و پيوسته خود را در پيشگاه شهود حضرت حق حاضر و او را به همهى افعال و اعمال خود ناظر داند . سيّم ، آن كه مستجاب الدّعوات ، بلكه صاحب كرامات باشد . زيرا هر قدر كه يقين ، انسان زياد مىشود جنبهء تجرّد « 3 » او غالب مىگردد . به اين سبب قوّهى تصرّف در جميع موادّ كاينات كه از شأن مجرّدات است ، به جهت او حاصل مىشود . و از براى يقين سه مرتبه است : علم اليقين ، و عين اليقين ، و حقّ اليقين . « 4 » و تفصيل اين مراتب را
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٩
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 57 ، باب فضل اليقين ، ح 3 .
( 2 ) . عَنِ المَناقِبِ لِقُطبِ المُحدِّثينَ مُحمّد بنِ شَهر آشوب - رضوانُ اللَّه عَليه - كان مَكتوباً عَلى دِرعِ اميرالمُؤمنينَ عليه السلام :اىُّ يومى مِنَ المَوتِ افِرُّ * يَومَ لَم قُدِّرَ ام يَومَ قُدِر
يَومَ لَم يُقدَر لااخشَى الوَعى * يَومَ قَد قُدِّرَ لاتَغنِى الحَذَر
( 3 ) . تجرّد : در اصطلاح عرفا ، به معناى بريدن از تعلّقات دنيوى و تقويت جنبه روحانى است .
( 4 ) . اين سه اصطلاح از مراتب و درجات يقين است . علم اليقين : يقينى است كه با روش علمى يعنى استدلال و برهان به دست بيايد . مانند علم به وجود آتش به سبب دود حاصل مىشود . عين اليقين : يقينى كه به مرحله شهود و مشاهده رسيده باشد و عالم به مشاهده معلوم نايل آمده باشد . مانند كسى كه بعد از علم به آتش آن را مشاهده كند . حقّ اليقين : يقينى است كه در اثر لمس معلوم به دست آمده باشد ؛ كه اين عالىترين درجه يقين است . مانند كسى كه بعد از علم به آتش و ديدن آن وارد آتش شود . به بحارالانوار ، ج 70 ، ص 135 و جامع السعادات ، ج 1 ، ص 123 مراجعه شود .