به طريق عبور - در نهايت تعجيل - از آن جا بگذرد . پس اى جان برادر ! از شيطان و جنود او مطمئن مشو و گمان مكن كه دلى از دست او فارغ باشد . بلكه مانند خون در بدن جارى است و همهى او را فرو گرفته ؛ مانند هوا در قَدَح . و معلوم است كه قدح را از هوا خالى نتوان نمود ؛ مگر آن كه آن را از چيز ديگرى پرسازند . پس ظرف دل نيز چنين است . اگر او را مشغول به ذكر خدا و افكار محموده كردى ممكن است كه لَختى از اين دشمن آسوده شوى ؛ و الّا هر لحظه كه از خدا غافل گردى ، شيطان با وسوسهاش حاضر گردد . چنانچه حق تعالى فرموده : « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ » « 1 » .
5 - مكر و حيله
] صفت پنجم ، مكر و حيله كردن است از براى رسيدن به مطلوبات شهويّه و غضبيّه . و مراد از آن در اين مقام ، جُستن راههاى پنهان است از براى اذيت رسانيدن به مردمان . و به كاربردن آن را تلبيس و غش و غَدر و خيانت گويند . و از براى مكر ، اقسام بى حدّ است ، و آن را از مهلكات عظيمه و بالاترين صفات شيطان و بزرگتر [ ين ] لشكر اوست و معصيت آن زيادتر است از معصيت اذيت رسانيدن در علانيه و آشكار . و از اين جهت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند كه : « از ما نيست كسى كه مكر كند با مسلمانى . « 3 » » [ متذكّر شدن بدى عاقبت مكر ] و علاج آن متذكّر شدنِ بدىِ عاقبت مكر و تأمّل در آن كه صاحب آن در آتش