تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

به طريق عبور - در نهايت تعجيل - از آن جا بگذرد . پس اى جان برادر ! از شيطان و جنود او مطمئن مشو و گمان مكن كه دلى از دست او فارغ باشد . بلكه مانند خون در بدن جارى است و همه‌ى او را فرو گرفته ؛ مانند هوا در قَدَح . و معلوم است كه قدح را از هوا خالى نتوان نمود ؛ مگر آن كه آن را از چيز ديگرى پرسازند . پس ظرف دل نيز چنين است . اگر او را مشغول به ذكر خدا و افكار محموده كردى ممكن است كه لَختى از اين دشمن آسوده شوى ؛ و الّا هر لحظه كه از خدا غافل گردى ، شيطان با وسوسه‌اش حاضر گردد . چنانچه حق تعالى فرموده : « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ » « 1 » .

مَنظر دل نيست جاى صحبت اغيار * ديو چو بيرون رود فرشته درآيد « 2 »
[

5 - مكر و حيله

] صفت پنجم ، مكر و حيله كردن است از براى رسيدن به مطلوبات شهويّه و غضبيّه . و مراد از آن در اين مقام ، جُستن راه‌هاى پنهان است از براى اذيت رسانيدن به مردمان . و به كاربردن آن را تلبيس و غش و غَدر و خيانت گويند . و از براى مكر ، اقسام بى حدّ است ، و آن را از مهلكات عظيمه و بالاترين صفات شيطان و بزرگ‌تر [ ين ] لشكر اوست و معصيت آن زيادتر است از معصيت اذيت رسانيدن در علانيه و آشكار . و از اين جهت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند كه : « از ما نيست كسى كه مكر كند با مسلمانى . « 3 » » [ متذكّر شدن بدى عاقبت مكر ] و علاج آن متذكّر شدنِ بدىِ عاقبت مكر و تأمّل در آن كه صاحب آن در آتش

هامش
( 1 ) . سوره زخرف آيهء 36 .
( 2 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 228 ، ص 312 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 337 ؛ بحارالانوار ، ج 75 ، ص 285 .