كردن قرض مردگان ، و به جا آوردن وصيّتهاى ايشان و ياد كردن آنها را به تصدّق و استغفار و دعا و غيره .
و اين عدالت ، به معنى اعمّ است ، و عدالت به معنى اخص ، كه مقابل ظلم است ، بعد از اين خواهد آمد ؛ ان شاءَ اللَّه تَعالى .
مقام دوم : معالجهى اخلاق ذميمه
] در بيان معالجهى اخلاق ذميمه كه متعلّق است به قوّهى عاقله .
دانستى كه اجناس رذايل متعلّقه به قوّهى عاقله دو قوّهى است ؛ يكى در طرف افراط ، ديگر در طرف تفريط ، و در تحت آنها انواعى چند است . و ما اول جنس را ، با ضدّ آنها كه حدّ وسط است بيان كنيم ، و بعد از آن شرح انواع را مىنماييم - / ان شاءَ اللَّه تَعالى - / و همچنين در ساير مقامات آينده . پس در اين مقام دو مطلب است :
مطلب اول : در بيان دو جنس رذيلهى قوّهى عاقله و ضدّ آنها . امّا دو جنس رذيله :
[
1 - جَربزه
] پس اول ، جربزه است كه باعث خروج از حدّ اعتدال است در فكر . و موجب آن است كه ذهن در جايى نايستد ؛ بلكه پيوسته در ابداء شبهات و استخراج امور دقيقهى غير مطابق با واقع باشد . و بسا باشد كه در مباحث عقليّه و علوم الهيّه منجر به الحاد و كفر و فساد عقيده شود . بلكه گاه مىرسد كار به جايى كه صاحب آن انكار همهى اشيا و نفى حقايق و چيزها را مىنمايد ؛ مانند طايفهى سوفسطايى ه در علوم شرعيّه « 1 » و
هامش
( 1 ) . سوفسطايى ه : انديشهاى است كه در قرن پنجم قبل از ميلاد توسط برخى از معلّمان و انديشمندان يونانى بنيان گذارد شد . سوفسطايى ان يا شك گرايان ، هيچ چيز را قابل شناختِ يقينى نمىدانستند و بر اين باور بودند كه اساساً آن چه حق و يا باطل ناميده مىشود ، ساخته و پرداخته ذهن انسان است و حقيقتى وراى انديشهء آدمى وجود ندارد .