معيّن كه به منزلهى وسط است و تجاوز از آن خواه به جانب افراط و خواه به جانب تفريط مؤدّى « 1 » است به رذيله . پس هر صفتِ فضيلتى به جاى مركز دايره است و اوصاف رذايل به منزلهى نقاطى است كه در اطراف مركز فرض شود . و شكّى نيست كه مركز نقطهاى است معيّن و ساير نقاط جوانبش غيرمتناهيهاند « 2 » . پس بنابراين در مقابل هر صفتِ فضيلتى ، اوصاف رذيلهى غيرمتناهيه [ اى ] خواهند بود كه به مجرّد انحراف از فضيلتى - از هر طرف - موجب افتادن در مَزبَلهى « 3 » رذيله خواهد بود . و اين است سبب در آن كه اسباب بدى و شرور بيشتر است از بواعث نيكى و خير . و از آن جا كه پيدا كردن يك چيز معيّن در ميان امور غير متناهيه مشكل است ، لهذا جستن وسط از ميان اخلاق و استقامت بر آن ، در غايت صعوبت است .
فصل پنجم : بيان قاعدهى كلّيّه
] از مطالب قبل معلوم شد كه در برابر هر صفت نيكى ، اخلاق رذيلهى غيرمتناهيه [ اى ] است ، از دو طرفِ افراط و تفريط ؛ و لكن هر يك از آنها را نامِ معيّن على حده نيست . بلكه شمردن جميع ممكن نيست و تعداد جميع آنها ، شأن علم اخلاق نمىباشد . بلكه وظيفهى آن ، بيان قاعدهى كلّيهاى است كه در جميع در تحت آن مندرج باشند و قاعدهى كليّه همان است كه : دانستى كه اوصاف حميده حكم وسط دارند و انحراف از آنها ، يا به طرف افراط يا تفريط هر يك كه باشد ، مذموم و از اخلاق رذيله است . پس در مقابل هر جنسى از صفات فاضله دو جنس از اوصاف
هامش
( 1 ) . مؤدّى : بازگرداننده ، تبديل كننده .
( 2 ) . نقطه مركزى دايره يكى است ولى ساير نقطههاى مفروضه از مركز به سوى محيط دائره بى نهايت مىباشد .
( 3 ) . مَزبَله : زباله دان