كه به واسطهى آنها مىتوان تحصيل رضاى منعم نمود . سوم ، آن است كه در دل و زبان حمد الهى را به جا آورد و حمد در دل خيرخواهى مخلوقات است . چهارم ، آن است كه نعمتهاى الهيّه را صرف رضا و مقصود او نمايد . و از آن چه مذكور شد دانسته شد كه حقيقت شكر مركّب از چهار امر است ؛ لكن بسا باشد كه هر يك را نيز شكر گويند . و شكر افضل منازل اهل سعادت است و سبب رفع بلا و باعث زيادتى نَعما « 1 » است . و به اين جهت امر و ترغيب به آن شده ، حق تعالى فرموده : « اگر شكر كنيد البتّه نعمت شما را زياد مىكنم » . « 2 » و وارد شده كه : « كسى كه چيزى خورد و شكر گزارد اجر او مثل اجر روزه دار است و كسى كه بدن او صحيح باشد و شكر كند اجر او مثل اجر مريض صابر است . و كسى كه غنى باشد و شكر كند اجر او مثل اجر فقير قانع است » . « 3 » و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : « سه چيز است كه با وجود آنها هيچ چيز ضرر نمىرساند : دعا در وقت اندوه و بلا و استغفار در نزد گناه و شكر در هنگام نعمت » . « 1 » و طريقهى تحصيل شكرگزارى به چند امر است : اول ؛ معرفت و تفكّر در صنايع الهيّه است و انواع نعمتهاى ظاهريّه و باطنيّه . دوم ؛ نظر كردن به پستتر از خود در امور متعلّقه به دنيا و بالاتر از خود در امور دين . سوم : به نظر درآوردن مردگان و متذكّر شدن اين كه نهايت مطلوب ايشان آن است كه آنها را به دنيا برگردانند تا در اين جا عمل خير كنند ؛ پس خود را از ايشان فرض كند و چنان تصوّر نمايد كه مطلب او برآمده و به دنيا برگشته است .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٢٢
هامش
( 1 ) . نعما : نعمت ، احسان . احتمالًا نعمات بود كه تاء افتاده است .
( 2 ) . سوره ابراهيم ، آيهى 7 : « لَئِن شَكَرتُم لَازيدَنَّكُم » .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 94 ، ح 1 .
( 1 ) . همان ، ص 95 ، ح 2 .