حق تعالى از براى آن مقرّر فرموده و امر فرموده مردمان را كه دفع اذيّت از خود كنند و خود را از چيزهاى موذى محافظت نمايند . و مخفى نماند كه اسبابى كه تحصيل آنها منافاتى با توكّل ندارد آن اسبابى است كه وصول به مطلوب يا دفع ضرر به واسطهى آنها مقطوع يا مظنون باشد و اكثر اوقات تخلّف واقع نشود . « 1 » مانند دست دراز كردن به طعام از براى گذراندن به دهان و توشه برداشتن براى سفر و سرمايه اندوختن به جهت تجارت و ذخيره كردن براى حال اضطرار و مداوا نمودن به جهت دفع مرض و امثال اينها . و امّا اسبابى كه به محض توهّم و احتمال هستند ؛ مثل بعضى افسونها و احتراز از فال بد و تدبيرات دقيقه كردن و مكرها انگيختن و امثال اينها ، پس منافى با توكّل است . چه ، امثال اينها در نزد عقلا اسبابى نيستند كه حق تعالى امر به تحصيل آنها كرده باشد ؛ بلكه آن چه در طلب روزى وارد شده سهل انگارى در طلب است كه بالاتر از عمل شخص بىكار و كمتر از طلب حريص باشد ، چنان چه در روايت صادقى عليه السلام مروى است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند كه : « روح الامين در دل من دميد كه هيچ نفسى نمىميرد تا روزى خود نخورد . پس بپرهيزيد از خدا و در طلب روزى اهمال كنيد ؛ يعنى فى الجمله سعى كنيد » . « 1 » و بدان كه از براى توكّل در ضعف و قوّهى سه درجه است . اول ، آن كه حال او در وثوق به خدا مثل حال او باشد نسبت به كسى كه وكيل او باشد . و اين ضعيفترين درجات توكّل است . دوم ، آن كه حال او با خدا مثل حال طفل باشد نسبت به مادر خود ؛ چه او جز مادر نمىشناسد و در هر امرى رو به مادر آورد و اول چيزى كه بر زبان او گذرد اى مادر است .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢١٩
هامش
( 1 ) . گفت پيغمبر به آواز بلند با توكل زانوى اشتر ببند
گر توكل مىكنى در كار كن كشف كن پس تكيه بر جبار كن
منه رحمه الله .
( 1 ) . جامع السعادات ، ج 3 ، ص 227 .