تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

اول ، دوام فكر و ذكر و تفكّر در عجايب صنع و غرايب ملك او و در آن چه مهيّا كرده است از نعمت‌هاى غيرمتناهيه در دنيا و آخرت و مناجات با او در خلوت . و مواظبت نمودن بر عبادات به شرطى كه اين‌ها بعد از كم كردن علايق دنيويّه و پاك ساختن خانه دل از مشاغل بوده باشد ؛ چه ، دل حكم ظرفى دارد و زياده از يك چيز در آن نمىگنجد ؛ « ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِى جَوْفِهِ » « 2 » ، « قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ » « 3 » ، بگو خدا و همه كس را ترك كن . دوم ، تحصيل معرفت نيز به مواظبت بر طاعات و عبادات و تضرّع و ابتهال « 4 » به درگاه قادر متعال مىشود . مخفى نماند كه هر كسى چنان پندارد كه خدا را دوست دارد ، بلكه گاه است كه گمان مىكند كه او را از همه چيز دوست‌تر دارد ؛ و اين مجرّد غرور است و فى الجمله اگر دوستى هم باشد سزاوار نام محبّت نيست . و محبّت بنده از براى خدا علامتى چند دارد : اول ، آن كه طالب لقا بوده باشد و چون وصول آن بر مردن موقوف است از اين جهت مشتاق مرگ باشد و مرگ بر او گران نباشد ؛ چنان چه مفاد آيه‌ى كريمه است : « إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا المَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 1 » و بدان كه بسا باشد كه بعضى از دوستان خدا مرگ را كاره و حيات را طالبند ؛ لكن اين كراهت به جهت زياد كردن استعداد ملاقات و تهيّه اسباب لقاءِ حق تعالى است . و اگر اين ملاحظه نباشد ، ساعتى نمىخواهند در دنيا باشند ؛ بلكه مرگ و هر بلا و مصيبتى را كه باعث قرب به حق باشد طالب و به جان خود خريدارند و زبان حال ايشان مترنّم به اين مقال است :

هامش
( 2 ) . سوره احزاب ، آيه‌ى 4 .
( 3 ) . سوره انعام ، آيه‌ى 91 .
( 4 ) . ابتهال : دعاى همراه با زارى .
( 1 ) . سوره جمعه ، آيه‌ى 6 .