مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 187
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد « 1 » ( 1 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 155 ، ص 230 . و بعضى ديگر كسانى هستند كه ادّعاى معرفت و يقين و دعوى مشاهدهى جمال معبود و وصول به مرتبهى شهود مىكنند . شطح و طاماتِ « 2 » ( 2 ) . شَطح و طامات : شَطح و شطحيّات : در اصطلاح صوفيان سخنانى است كه ظاهر آن بر خلاف شرع است و صوفى در هنگام وَجد و بى خودى بر زبان مىآورد ؛ مانند « انَا الحَق » گفتن حسين بن منصور حلّاج . مخالفان اين حالت گفتهاند كه « شَطح » نشانِ خامى سالك و از وسوسههاى شيطان است . چندى ساخته و ترّهاتى « 3 » ( 3 ) . ترّهات : به ضمّ تاء و كسر راء جمع ترهه ، سخنان ياوه . به هم پرداخته و فقها و محدّثين و ورثهى احكام حضرت سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله را به چشم حقارت نظر مىكنند . و امورى چند نسبت به خود مىدهند كه هيچ پيغمبرى و وصىّ آن نكرده . و حال آن كه نه ايشان را مرتبهاى است از علم و نه مايهاى است از عمل ، هيچ ندانستهاند به جز كلماتى و اصطلاحى چند كه آنها را دام خود قرار دادهاند و جمعى از اهل دنيا را به آن دام كشيدهاند . مال ايشان را مىخورند و دين ايشان را بر باد مىدهند « فَهُوَ لِحُلوائِهم هاضِم ولِدينِهِم حاطِم » . از آن چه ادّعا كنند بى خبر ، و از درگاه اقدس الهى از همه كس دورترند . اين مدّعيان در طلبش بى خبرانند * آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد « 1 » ( 1 ) . سعدى ، گلستان ، ديباچه ، ص 36 . و جماعتى ديگر هستند كه ايشان را ملامتيّه « 2 » ( 2 ) . ملامتيّه : فرقه يا فرقه هايى از صوفيان كه با ظاهر نكردن اعمال نيك خويش و تظاهر به اعمال ناپسند ، سرزنش مردم را بر خود پذيرا مىشوند . آنان را جماعتى دانستهاند كه « به عمد كارهايى انجام مىدهند تا خلق آنها را سرزنش كنند و از اين طريق ، غرور و كبر را در خود مىكُشند تا به وادى هلاك نيفتند » . ( سجّادى ، سيّد جعفر ؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفانى ، ص 743 . ) دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات * مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش * * ( حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 278 ، ص 368 . ) مىنامند ؛ اعمال قبيحه را مرتكب