و غرور اين جماعت در طايفهى دوم به شرح رفت . و برخى ديگر سعى در ساختن مساجد و مدارس و رباط و امثال اينها نمايند ؛ لكن مضايقه ندارند از صرف مال حرام در آن ، بلكه بسا باشد زمين مدرسه و مسجد يا آلات و ادوات آن را به غضب و قهر گيرند و به جز ريا و شهرت باعثى ديگر ندارند . و گروهى ديگر دست به بذل و عطا و صدقات گشايند ؛ امّا سعى مىكنند كه مال ايشان به شخص معروف يا به كسى رسد كه در مجامع زبان به مدح و شكر ايشان گشايد . و به فقراى گمنام هيچ نمىدهند . يا آن كه صرف راه حجّ و زيارت خود يا يكى از منسوبين خود مىكنند كه موجب اشتهار ايشان گردد . و قومى ديگر مال بسيار از ممرّ حلال و حرام جمع نموده و در محافظت آن نهايت سعى به جا آورند . و غايت امساك در صرف آن دارند ، بلكه بسا باشد كه در حقوق واجبه از خمس و زكات تقصير مىنمايند ؛ و امّا در عباداتى كه پاى مال در ميان نباشد جِدّ و جهد به كار برند ؛ غافل از آن كه صفت بُخل مهلك است و دفع آن واجب است . و بالجمله مغرورين از هر طايفه بسيار است و طالبين سعادت بايد در مقام احتراز از آفات غرور باشند و از ذكر اين كلمات رنجيده نشوند ؛ چه آن كه پند حكيم عين صواب است و محض خير . « فرخنده بخت آن كه به سمع رضا شنيد » و اگر -
العياذ باللَّه - باعث رنجش و افسردگى است ، كلام را ختم كرده و عذر خواهيم و گويى م :
گر خاطر شريفت رنجيده شد ز حافظ * بازآ كه توبه كرديم از گفته و شنيده « 1 »
[
24 - طول امل
] صفت بيست و چهارم ، طول امل است . كه عبارت است از اميدهاى بسيار در دنيا ،
هامش
( 1 ) . حافظ شيرازى ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 415 ، ص 521 .