پس ايشان مغرورند ؛ مثل كسانى كه مال مردم را گرفته و به مصرف خيرات و مبرّات مىرسانند و آنها را عمل نيك خود پندارند ؛ « 1 » غافل از اين كه اين غرور و غفلت است كه منبع هر گونه آفت و شقاوت است . و وارد شده كه : « خوشا خواب زيركان و افطار كردن ايشان » . « 2 » و بدان كه اهل غرور و غفلت بسيار و طوايف مغرورين بى شمارند . و تعداد آنها به طريق اجمال از اين قرار است : اول ، طايفهى كفّار و صاحبان مذاهب فاسده كه مغرورند به شبهات واهيه . دوم ، طايفهى فرورفتگان به شهوات دنيويّه از اهل فسق و معاصى ؛ مانند كسانى كه غرور ايشان به آن است كه لذّات دنيويّه را يقينى و لذّات اخرويّه را احتمالى دانند . و به اين سبب يقينى را بر احتمالى مقدّم دارند . و مانند كسانى كه شيطان ايشان را به خدا مغرور كرده كه دنيا فى الجمله به ايشان روى آورده ؛ پس نعمتهاى خود را ملاحظه نمايند و فقرا و مساكين مؤمنين را نيز در نظر آرند . پس خيال كنند كه خدا را با آنها لطف و مرحمتى است كه با فقرا نيست . و آخرت را نيز به دنيا قياس كنند ؛ پس بادِ نخوت و عُجب و غرور در كلّهى آنها ظهور كند . و مشتغل شوند به مال و نعمت و متفنِّن به جاه و ثروت . سخن نگويند الّا به سفاهت و نظر نكنند الّا به كراهت . علما را به گدايى منسوب كنند و فقرا را به بى سر و پايى معيوب گردانند . و به علّت مالى كه دارند و به عزّت جاهى كه پندارند برتر از همه نشينند و خود را بهتر از همه ببينند ! بى خبر از قول حكما كه گفتهاند : « هر كه به طاعت از ديگران كم است و به نعمت بيش ؛ به صورت توانگر است و به معنى درويش » . و چه خوش آمد مرا در اين مقام ، كلام شيخ سعدى : « توانگرِ فاسق ، كلوخ زراندود است ، و درويشِ
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٨٢
هامش
( 1 ) . ( امُطعِمَةَ الايتامِ مِن كَدِّ فَرجِها لَكِ الوَيلُ لاتَزنِى و لاتَتَصدّق
منه ( ره ) .
( 2 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، كلمهى 145 ، از كلمات قصار . اين روايت در المحجّة البيضا ، ج 6 ، ص 291 با اندكى تفاوت از قول پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است .