و حيا نمىكنى كه با حضرت بارى تعالى به اين افعال استهزا مىكنى و تحصيل رضاى مردم را به وسيلهى طاعت ربّانى « 2 » مىنمايى و از سخط الهى و فساد عمل خود باك ندارى و حضرت إله در نزد تو بى اعتبارتر از مشتى بندگان بىچاره است و حال آن كه زمام اختيار همهى امور در قبضهى قدرت او است .
و بالجمله تفصيل اين صفت را با علاج آن مبسوطاً در كتاب « مقاليد النّجاح » ايراد نمودهام ، و اين مختصر را گنجايش بيش از اين نيست . [ اخلاص ] و ضدّريا ، اخلاص است . و آن مقامى است رفيع از مقامات مقرّبين . و كبريت احمر و اكسير اعظم و سبب تكليف بنى نوع آدم است . بلكه صفت اخلاص سَرِ همهى اخلاق فاضله و بالاترين ملكات حسنه است . قبول عمل به آن منوط و مربوط است و آيات و اخبار در فضيلت و فوايد آن بسيار است . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « هيچ بندهاى نيست كه چهل روز عمل را از براى خدا به اخلاص به جا آورد مگر اين كه چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش جارى مىگردد » . « 1 » و از جناب امير عليه السلام مروى است كه : « چندان در قيد بسيارى عمل