[
22 - نفاق و دورويى با مردم
] صفت بيست و دوم ، نفاق ، يعنى دورويى با مردم است . كه مراد مدح كردن است كسى را در حضور و مذمّت كردن است در غياب . يا آن كه ميان دو دشمن آمد و شد كردن و با هريك در دشمنى با آن طرف موافقت نمودن و دشمنى او را در نظرش جلوه دادن . و اين صفت از مهلكات عظيمه است و باعث آن است كه صاحبش در قيامت دو زبان داشته باشد ، يكى از پيش رو و ديگرى از قفا كه شعله كشند و رخسار او را بسوزانند . و مخفى نماند كه اگر شخصى در ميان دو دشمن آمد و شد كند ، نه به جهت محكم نمودن دشمنى ايشان ، بلكه به جهت اظهار دوستى خود با هر يك ، اين نفاق نيست . و همچنين اگر كسى از شرّ ديگرى بترسد و به جهت دفع شرّ او با او اظهار دوستى كند و مدارا با او نمايد مذموم نيست و جايز است و از بعضى از صحابه نقل شده كه : « ما به روى كسانى چند بشاشت و خرّمى مىكرديم كه دلهاى ما بر ايشان لعنت مىكرد » . پس معلوم شد كه اين نوع سلوك به جهت ضرورت جايز است ؛ نه اين كه مانند اكثر اهل زمان كه به محض دنائت طبع و ضعف نفس يا به طمع بعضى از فضول دنيا يا به توهّمات بى جا ، بناى نفاق را با مردم گزارده ، و ايشان را به سخنانى
مدح مىكنند كه اصلًا دل ايشان از آن خبر ندارد و اين را مدارا و حسن سلوك مىنامند و غلط فهميدهاند .
[
23 - غرور
] صفت بيست و سوم ، غرور است . كه منشأ اكثر آفات و شرور است . و مراد فريفته شدن به شبهه و خدعهى شيطان است در ايمن شدن از عذاب حق تعالى و مطمئن شدن به امرى كه موافق هوا و ملايم طبع باشد . چون بيشتر مردم به خود گمان نيك دارند و اعمال و افعال خود را درست پندارند ؛ و حال آن كه در آن گمان خطا كردهاند .