ضروريّات دين با انكار در دل . و يا در عبادات است و آن هم يا در واجبات است ؛ مثل اظهار نماز و روزهى واجبى و امثال آن در حضور مردم و حال آن كه اگر در خلوت باشد ترك آن مىكند . و يا در مستحبّات است ؛ مثل به جا آوردن نوافل شبانه روزى و بلند گفتن تسبيح و تهليل و صلوات و نحو اينها در مجالس . و حال آن كه تارك آن است در خلوت و يا ريا در وصف عبادات است ؛ مثل بهتر به جا آوردن ركوع و سجود و ساير افعال نماز را در حضور مردم . و مثل همين است پاك نكردن اشك چشم خود به قصد اظهار بر مردم ، اگر گريه كرده باشد در مجالس تعزيه . و ذكرِ حديث و نحو آنها و غير اين اقسام از اقسام ديگر . و همهى اقسام ريا شرعاً مذموم بلكه از مهلكات عظيمه و گناهان كبيره است و آيات و اخبار در مذمّت آن بسيار است . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « ريا شرك اصغر است » . « 1 » و در روز قيامت رياكار را به چهار اسم مىخوانند و مىگويند : اى كافر ! اى فاجر ! اى غادر ! « 2 » اى خاسر ! عمل تو فاسد و اجر تو باطل شد . تو را امروز پيش ما نصيبى نيست . بگير مزد خود را از آن كه عمل براى او مىكردى . « 3 »
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٧٨
آتش زرق و ريا خرمن دين خواهد سوخت * حافظ اين خرقهى پشمينه بينداز و برو « 1 »
و بدان كه مادّهى مرض ريا طمع در مال و منافع مردمان يا محبّت مدح و ستايش ايشان است . و علاج آن قطع اصل مادّه و تفكّر در ضرر و مفاسد آن است . پس از آن خطاب به نفس است به اين كه گويد اى احمق جاهل ! دعوى ايمان مىكنى و شرم ندارى كه طاعت و عبادت حق - سبحانه - را به طمع در مال يا مدح بندگان مىفروشى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 72 ، ص 303 . نقل به مضمون و احياء العلوم ، ج 3 ، ص 294 .
( 2 ) . غادر : خيانت كار ، عهد شكن .
( 3 ) . احياءالعلوم ، ج 3 ، ص 294 و المحجة البيضاء ، ج 3 ، ص 297 .
( 1 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 399 ، ص 503 .