و غيبت شنونده هم در حكم غيبت كننده است . و بدان كه غيبت اعظم مهلكات است و به اجماع جميع امّت و صريح كتاب و سنّت حرمت آن ثابت است . و از احاديث كثيره مستفاد شده كه غيبت بدتر است از زنا و مىخورد حسنات را هم چنان كه آتش هيزم را . « 3 » و آن كه : « دروغ گمان كرده است هر كه گمان كند حلال زاده است و حال آن كه گوشت مردم را به غيبت مىخورد » . « 4 » و « شيطان شريك است در نطفهى كسى كه غيبت كند بدون آن كه عداوتى باشد ميان او و برادر مؤمن خود كه غيبت او را مىنمايد » . « 5 » و « حق تعالى چهل شبانه روز نماز و روزهى غيبت كننده را قبول نمىفرمايد » . « 6 » و « آن كه غيبت كننده اگر توبهاش قبول شد آخر كسى است كه به بهشت مىرود و اگر نه اول كسى است كه به جهنّم مىرود » . « 7 » و احاديث در مذمّت اين صفت خبيثه كه فاكههى غالب مجالس است و از حدّ افزون است . و علاج آن رجوع است به آيات و اخبارى كه در اين باب وارد شده و بعد از آن تفكّر در مفاسد دنيويّهى آن . پس از آن تأمّل كردن در اين كه اگر كسى غيبت تو را در نزد كسى گويد چگونه آزرده و خشمناك مىشوى ؟ و مقتضاى شرف ذات آن است كه نپسندى از براى غير آن چه را كه براى خود نمىپسندى . و بعد از آنها متوجّه زبان شدن و تأمّل در سخنان است . و عمدهى علاج ، سعى در قطع كردن مايه و منشأ غيبت است كه غالباً يا غضب است يا عداوت و كينه و يا حسد است و يا محض مزاح و مطايبه و يا قصد سخريّه و استهزا و يا فخر و مباهات و امثال اينها است . پس اى جان برادر ! تا توانى عيب ديگران مگوى
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٦٣
هامش
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 600 .
( 4 ) . همان ، ص 600 .
( 5 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 250 .
( 6 ) . همان ، ص 258 . ( با اندكى اضافات ) .
( 7 ) . همان ، ج 75 ، ص 222 . ( با اندكى تفاوت ) .