عمل شيوه اراذل و اوباش و پست فطرتان است و صاحب اين عمل را از دين و ايمان خبرى و از انسانيّت اثرى نيست ؛ چه ، طبع پست او وادار مىنمايد او را كه به صورت و دست و پاى خود اعمالى چند به جا آورد كه بعض دونان و نامردان به سبب آن به خنده و نشاط درآيند . و عيوب و نقص مسلمانان را تقليد مىكند و افعال نيكان و اخيار را مضحكهى اشقيا و اشرار مىنمايد . و چنين شخصى البتّه به مراحل بسيار از سرمنزل انسانيّت دور و نام آدميّت از او مهجور و در نظر عقلا و ارباب دانش بى وقع و بى اعتبار ، و در دار عقبا به انواع عذاب گرفتار است . و همين قدر در مذمّت آن بس است كه چنين صفت خبيثه را وسيلهى تحصيل چرك دست مردم قرار داده ، گويا اعتقاد به آن ندارد كه متكفّل روزى بندگان آفرينندهى ايشان است و كثرت رذالت اين صفت محتاج به بيان نيست .
[
16 - افراط در مزاح و شوخى
] صفت شانزدهم ، افراط در مزاح و شوخى است ؛ كه باعث سبكى و كم وقارى و موجب سقوط مَهابت ، و حصول خوارى مىگردد . و دل را مىميراند و از آخرت غفلت مىآورد و بسا باشد كه باعث عداوت و دشمنى يا سبب آزردن و خجالت مؤمنى گردد . و لهذا گفته شده كه هر چيزى را تخمى است و تخم عداوت ، شوخى است . و از مفاسد آن ، آن است كه دهان را به هرزه خندى مىگشايد ، و خندهى بسيار دل را تاريك و آبرو و وقار را تمام مىكند . و لكن پوشيده نماند كه اگر افراط در مزاح نشود و توليد مفاسد مذكوره نكند مذموم نيست بلكه ممدوح است . و مكرّر مزاح از حضرت رسول و اميرالمؤمنين رحمه الله صادر شده ، به حدّى كه منافقين مزاح را در حضرت امير عليه السلام عيب شمردند . « 1 » و همچنين خندهى مذموم ، قهقهه است كه با صدا باشد ؛ نه
هامش
( 1 ) . رك : بحارالانوار ، ج 16 ، ص 298 .