6 - و در مقام تجريح و تعديل شاهد و راوى . 7 - و در مقام لقب گفتنِ آن كه مشهور به آن لقب باشد كه دلالت بر عيب او كند ، لكن در صورتى كه اكراه نداشته باشد و ممكن نباشد شناسانيدن او را ، به عبارت ديگر . 8 - و در مقام هاتِك جلباب حيا « 1 » - / يعنى متجاهر به فسق - / لكن در خصوص همان فسق آشكار او . « 2 » 9 - و در مقام اظهار عيب عالم يا حاكم شرعى كه قابليّت فتوا و حكم نداشته باشد و متصدّى آنها شده و از براى ردّ فتوا و حكم او ، هر گاه خلاف حق از او صارد شده باشد . 10 - و در مقام شهادت دادن . 11 - و در مقامى كه غيبتِ غير معيّنى باشد ، كه كسى نفهمد . و نيز بدان كه كفّارهى غيبت اول توبه است ، و بعد از آن استحلال از غيبت كرده شده است ؛ اگر زنده و دسترسى به او باشد و شنيده باشد غيبت خود را . و همچنين اگر نشنيده لكن در اظهار آن مظنّهى فساد و عداوتى نباشد ، و اگر مظنّهى فساد باشد يا دسترس به او نباشد از براى او استغفار و طلب آمرزش و اعمال صالحه كند تا روز قيامت عوض غيبت او شود . [ مدح و ستايش ] و ضدّ غيبت ، مدح و ستايش است ؛ و آن صفتى است خوب و مرغوب و باعث حصول محبّت و دوستى و الفت و موجب ادخال سرور است در دل مؤمن و ثواب آن بسيار است . منقول است كه : جمعى ستايش بعضى از مردگان را كردند ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : « بهشت از براى شما واجب شد » . « 1 » و لكن مخفى نماند كه هر
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٦٥
هامش
( 1 ) . هاتك جلباب حيا : آن كس كه پرده حيا را به درد . شخص بى حيا .
( 2 ) . و ظاهر بعض روايات تجويز غيبت او است مطلقاً . حاشيه مرحوم مؤلّف است .
( 1 ) . جامع السعادات ، ج 2 ، ص 316 .