خبيثِ بدبخت در مقام فساد است كه مخالف با مطلوب الهى است . و شكّى نيست كه چنين كسى ارذل مردم و مستحق انواع لعن است . [ اصلاح بين مردم ] و ضدّ آن ، اصلاح بين مردم است ، كه از علايم شرافت نفس است . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « فاضلترين صدقات اصلاح بين النّاس است » . « 1 » و بس است در فضيلت و اهتمام در باب اين صفت كه دروغى كه بدترين اوصاف غيرحميده است در اين مقام پسنديده است . [
13 - شماتت كردن
] صفت سيزدهم ، شماتت كردن است . كه منشأ آن غالباً عداوت و حسد يا جهل به مواقع قضا و قدر است . و شماتت عبارت است از آنكه ، مثلًا بگويد فلان بلا يا فلان مصيبت كه به فلان كس رسيده از بدى اوست و با آن شادى و سرور نيز باشد . و به تجربه واضح و از اخبار ثابت است كه شامت از دنيا نمىرود تا خود نيز به آن مبتلا
گردد و ديگرى او را شماتت كند .
چو استادهاى بر مقامى بلند * بر افتاده گر هوشمندى مخند
بسا ايستاده درآمد ز پاى * كه افتادگانش گرفتند جاى « 1 »
پس عاقل كه از حال خود ايمن نيست در مقام شماتت كسى بر نمىآيد . مثنوى :
« لاتَخافوا » از خدا نشنيدهاى * پس چه خود را ايمن و خوش ديده اى
تا نرويد ريش تو اى خوب من * بر دگر ساده زنخ « 2 » طعنه مزن « 3 »
هامش
( 1 ) . جامع السعادات ، ج 2 ، ص 280 .
( 1 ) . سعدى ، بوستان ، باب چهارم ، در تواضع ، حكايت 2 ، ص 235 .
( 2 ) . ساده زنخ : چانه بى مو ، صورت بى ريش .
( 3 ) . مثنوى معنوى ، دفتر دوم ، حكايت هندو كه با يار خود جنگ مىكرد . . . ، ص 257 .