[ امانت و راست كارى ] و ضدّ آن امانت و راستكارى است كه از شرايف صفات و باعث بر عزّت دارين است . و هيچ پيغمبرى را خدا مبعوث نكرد مگر به راستگويى و اداى امانتِ برّ و فاجر . و از جناب صادق عليه السلام مروى است كه : « فريب نخوريد از نماز و روزه مردم . همانا بسا باشد مردى كه آن قدر نماز و روزه كند اگر آن را ترك كند وحشت مىكند . و لكن امتحان كنيد ايشان را به راستگويى و امانت گزارى » . « 1 » و به تجربه ثابت است كه هر خيانت كارى تنگدست و پريشان روزگار و هر امينى غنى و مالدار است . [
8 - خوض در باطل
] صفت هشتم ، خَوض در باطل است ؛ كه مراد حكايت كردن معصيتها و فجور است ؛ مثل حكايت افعال زنان فاحشه و مجالس شراب و رفتار اهل فسق و فجور و امثال اينها كه بى حدّ و عدّ است . و كم كلامى است كه چون درِ آن گشوده شود منتهى به يكى از اينها نشود .
[ تكلّم كردن به قدر ضرورت ]
پس خلاصى از آنها نيست مگر اكتفا كردن به قدر ضرورت از كلام .
[
9 - گفتن سخنان بى فايده
] صفت نهم ، تكلم به مالايعنى و فضول است . يعنى گفتن سخنان بى فايده كه نه به كار دنيا مىخورد و نه به درد آخرت . و اين اگر چه حرام نيست ، لكن آثار خبيثه دارد . و بس است در مذمّت آن ، كه باعث مىشود تضييع اوقات را كه سرمايهى تجارت است .
بلكه بسا شود كه منجر شود به حكايات معاصى و دروغ و غيبت و امثال اينها و در
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 104 . با اندك تفاوت . مراد از امانت گزارى ، امانت دارى است .