1 - حسد
] صفت اول ، حسد است ؛ كه عبارت است از تمنّاى زوال نعمت از برادر مسلم خود ، از نعمت هايى كه صلاح او باشد . و اگر صلاح نباشد آن را غيرت گويند . و اگر تمنّاى زوال نكند ، بلكه مثل آن را از براى خود نيز بخواهد غبطه و منافسه « 1 » گويند . و حسد ، اشدّ امراض نفسانيّه است و عقبهاى از آن صعبتر در راه نيست . صاحب خود را به عذاب دنيا و به عقاب عقبا مبتلا مىسازد و حسود بيچاره لحظهاى از غم و الم خالى نيست ؛ چه او هر نعمتى به كسى ديده متألّم مىشود . و نعمت خدا هم به حكم « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها » « 2 » ، بى حدّ و نهايت است .
و از الَم حسود اصلًا به مَحسود ضررى نرسد ؛ بلكه ثواب و حَسَنات او زياد مىشود و وِزر و و بال بر دوش حاسد بار مىشود ؛ چه ، حسود از نعمت حق ، بخيل است و بنده بىگناه را دشمن مىدارد . بلكه اگر خوب به دقّت ملاحظه شود ، حسود در مقام عناد و ضدّيت يا ربّ عباد ، و خدا را - العياذ باللَّه - جاهل يا خود را داناتر به مَصالح و مفاسد مىداند ؛ و اين هر دو كفر است . و به اين سبب آيات و اخبار بى نهايت در مذمّت اين صفت وارد شده است . و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمودند : « حسد ، مىخورد اعمال حسنه را مانند آتش هيزم را » . « 4 » و نيز فرمودند كه : « همانا براى