تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

فرمود كه : « خوراك خود را پاك و حلال كن تا خدا دعايت را مستجاب كند » . « 1 » و بدان كه مداخل حلال از پنج قسم بيرون نيست و ذكر تفصيلش را مقام نيست . و كسى كه طالب سعادت باشد بايد از براى خود كسب و حرفه‌اى قرار دهد كه معاش او از آن بشود . يا مستغلّى « 2 » يا مايه‌اى داشته باشد كه ديگرى در آن‌ها عمل نموده ، گذران او از آن جا شود . و اخبار بسيار در تحصيل مال از كسب حلال وارد شده ؛ بلكه در حديث نبوى صلى الله عليه و آله [ است ] كه : « طلب حلال واجب است بر هر مرد مسلم و زن مسلمه » . « 3 » و نيز روايت شده كه : « عبادت ده جزء است ؛ نُه جزء آن در طلب حلال است » . « 4 » مخفى نماند ، بعضى از مردم را كه مايه و مستغَلّى نيست و از آموختن صنعت و كسب هم تغافل مىنمايند ، يا بعد از آموختن در تحصيل معاش بر وَجه حلال از آن تكاهل مىورزند و محتاج مىشوند به اين كه از آن چه ديگران كسب كرده‌اند بگيرند و صرف خود كنند ، اين فرقه غالباً يكى از دو حرفه‌ى خسيسه را اختيار مىكنند كه يكى را لصوصيّت ، يعنى دزدى و ديگرى را گدايى مىنامند . و هر يك از اين دو نوع را اصناف مختلفه مىباشد . امّا نوع اول ، بعضى قُطاع الطّريقند كه راه زنى مىكنند . و بعضى ديگر به انواع تدبيرات از نقب كندن و كمند انداختن و امثال آن‌ها داخل خانه‌ها مىشوند و دزدى مىكنند و برخى متوسّل مىشوند به سلاطين و وزرا و حكّام و ملازمت اعاظم را وسيلهء تعدّى و ظلم بر رعايا مىسازند و از مال ايشان مىخورند . و امّا نوع دوم ، يعنى گدايان نيز اصناف بسيارند . بعضى خود را كور و مفلوج يا مريض مىنمايند ، يا آن كه طفلى را بر سر راه‌ها به طريق ميّت مىخوابانند ، و بعضى

هامش
( 1 ) . المحجة البيضا ، ج 3 ، ص 204 .
( 2 ) . مستَغَل : زمينى كه از آن غلّه برداشت كنند .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 103 ، ص 9 و جامع السعادات ، ج 2 ، ص 177 .
( 4 ) . همان .