كند و خود را بر سكوت و خاموشى - حتّى از چيزهايى كه فايده كمى دارد - بدارد تا زبان او عادت كند و بى تأمّل كلام نگويد .
سعدى :
« تأمل كنان در خطا و صواب * بِه از ژاژخايانِ « 1 » حاضر جواب
كمال است در نفس انسان سَخُن * تو خود را به گفتار ، ناقص مكن
كم آواز هرگز نبينى خجل * جوى مُشك بهتر كه يك توده گِل « 2 » »
[ خاموشى ] و ضدّ آن خاموشى و ترك سخنان بى فايده است كه فضيلت آن بسيار و فايدهى آن بى شمار است . آوردهاند كه شخصى از جناب لقمان پرسيد ، كه دانايى و حكمت تو چه چيز است ؟ گفت : « سؤال نمىكنم از چيزى كه كفايت كرده شدهام از آن ، و بر خود نمىپسندم چيز بى فايده را » . « 3 » از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام مروى است كه فرمودند كه : « جز اين نيست كه شيعيان و دوستان ما زبانهاى ايشان لال است » . « 4 » و ذكر اين مقام مفصّلتر در آخر صفت هيجدهم از مقام آتيه خواهد آمد ؛ ان شاءَ اللَّه تَعالى .
مقام پنجم : صفات متعلق به قوّههاى عاقله ، غضبيّه و شهويّه
] در بيان صفاتى كه متعلّق است به سه قوّهى عاقله و غضبيّه و شهويّه ، يا دو قوّهى از اين سه قوّهى از رذايل و فضايل ؛ و آن ها صفاتى چندند :
هامش
( 1 ) . ژاژخايان : جمع ژاژخاى . بيهوده گويان .
( 2 ) . سعدى ، بوستان ، باب هفتم در عالم تربيت ، سرآغاز ، ص 333 .
( 3 ) . المحجة البيضا ، ج 5 ، ص 202 .
( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 113 .