تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بداند و به اين جهت شاد باشد و در باطن توكّل بر خدا داشته باشد و چنان داند كه خدا قدر ضرورت را به او مىرساند و به آن چه به او رسيده قانع باشد و زيادتى را نخواهد . و به اين جهت قطع طمع از خلق كرده و التفاتى به آن چه در دست ايشان است نكند و بگويد :
ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى كه روزى مقدّر است
و بايد فقير حرص بر تحصيل مال از هر جا كه باشد نداشته باشد . و هميشه خوش خُلق و مطيع پروردگار باشد ، و شكايت از حال خود نكند و شاكر و صابر باشد . و سزاوار است كه اظهار استغنا كند و پرده بر كار خود اندازد و با اغنيا مجالست نكند و ايشان را به جهت مال تواضع ننمايد ؛ بلكه از اين راه به ايشان تكبّر و ناز كند ؛ چه ، مروى است كه جناب خضر عليه السلام از حضرت امير عليه السلام پرسيد كه : « بهترين اعمال چيست ؟ فرمود : بذل اغنيا بر فقرا به جهت رضاى خدا . پس فرمود : از آن بهتر ناز و تكبّر فقرا است بر اغنيا از راه اعتماد و وثوق به خدا . خضر گفت : اين كلامى است كه بايد به نور بر صفحه‌ى رخسار حور نوشت » . « 1 »
نيم نانى گر خورد مرد خداى * بذل درويشان كند نيمى دگر « 2 »
و سزاوار است از براى فقير آن كه اگر قليلى از قوت او زياد آمد در راه خدا بذل كند و ثواب آن بسيار قليل ، بيشتر از مال‌هاى فراوانى است كه غنى بذل مىكند .
اگر بريان كند بهرام گورى * نه چون پاى ملخ باشد ز مورى « 3 »
و نيز تا او را ممكن باشد از كسى چيزى خواهش نكند و سؤال ننمايد ؛ زيرا كه آن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 39 ، ص 133 ( با اندكى تفاوت . )
( 2 ) . گلستان ، باب اول - در سيرت پادشاهان ، حكايت 3 ، ص 63 .
( 3 ) . سعدى ، كليات ، مواعظ ، مفردات ، در پند و اخلاق ، ص 860 ؛ نيز اين بيت در گلستان وارد شده است . ر . ك : گلستان ، باب دوم - در اخلاق درويشان ، حكايت 27 ، ص 166 .