حافظ :
دولت فقر خدايا به من ارزانى دار * كه اين كرامت سبب حشمت و تمكين من است
پس هان اى فقير مسكين ، قدر اين صفت را بدان و محزون مباش كه دو روزه فانى به هر نوع كه باشد خواهد گذشت . « 1 » و تا چشم بر هم زنى وقت كوچ است ؛ فقير و غنى يكسانند :
در آن ساعت كه خواهند اين و آن مُرد * نخواهند از جهان بيش از كفن برد
بلكه بايد در كمال شادى باشى كه از آفات مال و غنا بر كنار ، و فارغ البالى از حساب روز شمار .
لطيفه : از عدمِ دِرهم ، دَرهم مباش و دين را به دنيا مده كه در روز جزا گويند دين آر نه دينار . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « احدى افضل از فقير نيست هر گاه از خدا راضى باشد » . « 2 »
اگرت سلطنت فقر ببخشند اى دل * كمترين ملك تو از ماه بود تا ماهى
و مخفى نماند كه فضيلت از براى فقر است در وقتى كه فقير به بى چيزى خود راضى و خشنود باشد و اگر كراهتى از آن داشته باشد ، مانند كراهت محجوم باشد از حجامت . كه اگر فى الجمله دردى مىآيد ، امّا به آن خشنود است . و بايد آن را از خدا
هامش
( 1 ) .شنيدهايم كه محمود غزنوى شبِ دى * شراب خورد و شبش جمله در سَمور گذشت
گداى گوشه نشينى لبِ تنور گرفت * لب تنور بر آن بينواى عور گذشت
على الصّباح بزد نعرهاى كهاى محمود * شب سَمور گذشت و لب تنور گذشتحاشيه مرحوم مؤلف است .
( 2 ) . احياءالعلوم ، ج 4 ، ص 199 .