تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

[ فقر ] و ضدّ غَنا ، فقر است ؛ و آن عبارت است از نبودن آن‌چه محتاج اليه انسان است . پس اگر از ضروريّات باشد ، صاحب آن را مضطر گويند . و اگر قدر ضرورى باشد و صاحبش به آن خوشحال است و زايد بر آن را دوست ندارد ، آن شخص را زاهد گويند . و اگر زايد بر آن را كراهت ندارد و رغبت هم به آن ندارد او را راضى گويند . و اگر زايد را دوست‌تر دارد و لكن طلب آن نمىكند ، او را قانع گويند . و اگر رغبت زياد دارد و نهايت تَعَب در طلب آن مىكشد ، يا اگر دست از طلب كشيد به جهت عجز بوده ، آن را حريص گويند . و اگر مال دنيا وجود و عدمش در نزد او مساوى است و به غنا و فقر ، هر دو راضى است ، او را مستغنى گويند ؛ و مرتبه‌ى اين شخص از زاهد بالاتر است . و اين اقسام كه از براى فقر ذكر شد بعضى ممدوح و بعضى مذموم است ؛ چنان چه مخفى نيست . و بالجمله اگر چه هم چنان كه دانستى اقسام فقر مختلف است ، و لكن صفت فقر فى نفسه نسبت به غَنا افضل است ، و اخبار در ستايش آن بسيار است . و روايت شده كه : « زينت فقر از براى مؤمن بيشتر است از لجام بر سر اسب » . « 1 » و نيز مروى است كه : « همه‌ى مردم مشتاق بهشت‌اند و بهشت مشتاق فقرا است » . « 2 » و « همه‌ى مردم در قيامت از تقصير خود عذر خواهند و حق تعالى از فقرا عذرخواهى فرمايد » . « 3 » و بس است در اين مقام حديث شريف نبوى صلى الله عليه و آله « الفَقرُ فَخرى » . « 4 » و گفتن آن حضرت كه : « خدايا مرا با فقرا محشور كن » . « 5 »

هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 265 . تشبيه فقر به لجام سر اسب از جهت آن است كه هم چنان كه لجام ، اسب را از طغيان و ورطه‌هاى هلاك نگاه مىدارد ، فقر نيز مؤمن را از فسادها نگاه مىدارد ؛ چه ، در سابق به شرح رفت كه غنا آفات و خطرهاى بسيار دارد و فقير قهراً از آن آفات و خطرها راحت است . حاشيه مرحوم مؤلف است .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 72 ، ص 49 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 261 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 72 ، ص 48 .
( 5 ) . همان ، ص 49 .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 113 | الشيخ عباس القمي