ترك كند » . « 1 » و انبيا و ائمّه عليهم السلام همه به دست خود كار مىكردند و زراعت و بيل دارى و غيره مىنمودند . « 2 » و امّا قسم دوم كه مذموم است ، آن است كه علاقه و گرفتارى و التذاذ آن ، نه از براى اصلاح آخرت باشد ، بلكه به مجرّد خواهش نفس باشد كه هوا و هوس عبارت از همين لذّت هاست و همين علاقهى به دنياست كه بيشتر امراض دل ، مانند ريا و حسد و حِقد و عداوت و كبر و حرص و طمع و غيره از آن متولّد مىشود . و همين است كه آدمى را از كار آخرت باز مىدارد . و آيات و اخبار در مذمّت دنيا و در بى اعتبارى و صفات و حالات او زياده از حدّ حصر و احصاست ، و ذكر عُشرى از اعشار آن را اين مختصر گنجايش ندارد . و بس است در مذمّت او ، كه دشمن خدا و دشمن دوستان خدا و دوست دشمنان خداست . « 3 » و محبّت او سَرِ هر گناهى است و دوستى او آدمى را كر و كور و لال و ذليل و بى مقدار مىسازد . و به غَدر و مكر و بى وفايى معروف است . و مَثَلش مَثَل آب درياست كه هر چه تشنه از او مىنوشد تشنگى او زياد مىشود تا او را بكشد . و نيز شبيه است به مار كه ظاهرش منقّش و نرم است و باطنش پر از زهر قاتل و سمّ است . و خردمندان گفتهاند : زلف خوبان زنجير پاى عقل است و دام مرغ زيرك .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٩
« هر كه هست از فقيه و پير و مريد * وز زبان آوران پاك نفس
چون به دنياى دون فرود آيد * به عسل در بماند پاى مگس « 4 » »
ايمن مشو به عشوهء دنيا كه اين عجوز * مكّاره « 5 » مىنشيند و مُحتاله « 6 » مىرود
دنيا زنى است عشوه دِه و دلستان و ليك * با كس به سر نمىبرد او عهد شوهرى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 78 ، ص 321 . ( با اندكى تفاوت ) .
( 2 ) . رك ، وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 22 .
( 3 ) . ر ، ك : معراج السعاده ، ص 329 .
( 4 ) . گلستان ، باب دوم در اخلاق درويشان ، حكايت 32 ، ص 174 .
( 5 ) . مكّاره : پرفريب .
( 6 ) . مُحتاله : حيله گر .