تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
[

عفّت

] فصل سوم ، دانستى كه ضدّ دو جنس شَره و خمود عفّت است ؛ و آن عبارت است از مطيع شدن قوّه‌ى شهويّه ، قوّه‌ى عاقله را تا آنچه را امر فرمايد متابعت كند و از آنچه نهى كند اجتناب نمايد . و آن حدّ اعتدال است كه ممدوح است در شرع و عقل . پس گمان نكنى آنچه وارد شده است در فضيلت جوع ، افراط آن ممدوح باشد ؛ بلكه مراد اندك خوردن است به حدّى كه آدمى ثقل غذا را نفهمد و حيوانيّت بر او غالب نشود ، و نه به حدّى كه از قوّه‌ى بيفتد و مزاج را فاسد كند .
نه چندان بخور كز دهانت برآيد * نه چندان كز ضعف جانت برآيد « 1 »
و معيار آن است كه تا بسيار گرسنه نشود نخورد و هنوز رغبت او باشد كه دست كشد . چنانچه از حكيمى پرسيدند كه روزى چه مقدار طعام بايد خورد ؟ گفت : اين قدر كه قوّت دهد ، هذَا المِقدارُ يَحمِلُكَ و ما زادَ عَلى ذلِكَ فَانتَ حامِلُهُ .
خوردن براى زيستن و ذكر كردن است * تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است « 2 »
و بايد غرض او از خوردن لذّت يافتن نباشد ؛ بلكه قوّت يافتن از براى عبادت معبود مقصود او باشد . و بدان كه عرفا ترغيب بسيار در گرسنگى نموده‌اند و حكايات چند در صبر بر گرسنگى نقل نموده‌اند . و از بعضى ذكر نموده‌اند كه يك ماه يا دو ماه يا زيادتر چيزى نمىخورند . و اين امرى است وراى آن چه از اخبار رسيده و غير از آن چه عامّه‌ى مردم به آن مكلّفند . اگر خوب باشد از براى قومى مخصوص خواهد بود و تكليف هر كس نيست . و امّا جماع ، پس حدّ اعتدال آن ، آن است كه اقتصار كند بر
هامش
( 1 ) . گلستان ، باب سوم - در فضيلت قناعت ، حكايت 7 ، ص 202 .
( 2 ) . سعدى ، گلستان ، باب سوم - در فضيلت قناعت ، حكايت 5 ، ص 200 .