تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ز كم خوردن كسى را تب نگيرد * ز پر خوردن به روزى صد بميرد « 1 »

و چه بسيار شود كه به واسطه‌ى يك لقمه انسان بازماند از غذاهاى بسيار . و نيز ظاهر است كه بر شكم پرستى مترتّب مىگردد مفاسد بسيارى چون ذلّت و مَهانَت « 2 » و حمق و بَلادَت « 3 » بلكه غالب صدمات وارده منشأ آن شكم است . « اگر جور شكم نبودى هيچ مرغى در دام نيفتادى ؛ بلكه صيّاد دام ننهادى » .

« مرو در پى هر چه دل خواهدت * كه تمكين تن نور دل كاهدت كند مرد را نفس امّاره خوار * اگر هوشمندى عزيزش مدار اگر هر چه باشد مرادت خورى * ز دوران بسى نامرادى برى تنور شكم دم به دم تافتن * مصيبت بود روز نايافتن كشد مرد پرخواره بار شكم * و گر در نيابد كشد بار غم « 4 » »
* * *
« شكم بند دست است و زنجير پاى * شكم بنده ، نادر پرستد خداى « 5 » »
و همچنان كه از براى پرخورى آفات بسيار است از براى گرسنگى نيز ثمرات بى شمار است : دل را نورانى و روشن و ذهن را تند مىكند ، و آدمى به سبب آن به لذّت مناجات با قاضى الحاجات مىرسد و از ذكر و عبادت مبتهج مىشود و رحم بر ارباب فقر و فاقه مىكند ، و گرسنگى روز قيامت را ياد مىآورد ، و شكسته نفسى در او ظاهر مىشود ، و طاعت و عبادت بر او سهل مىشود ، و آدمى را خفيف المؤنة و سبكبار مىگرداند ، و بدن را صحيح و امراض را دفع مىنمايد ، و كم امرى است كه فايده آن با
هامش
( 1 ) . الياس ابن يوسف ( نظامى ) ، كليات نطامى گنجوى ، وحيد دستجردى ، ج اول ، ص 262 .
( 2 ) . مَهانَت : خوارى ، سُستى .
( 3 ) . بَلادَت : كُند ذهنى ، كودنى .
( 4 ) . سعدى ، بوستان ، باب ششم در قناعت ، حكايت 3 ، ص 317 .
( 5 ) . سعدى ، بوستان ، باب ششم در قناعت ، حكايت 4 ، ص 318 .