« حيات طيّبهء قرآنى » « 1 » ، براى « قرآندانان » و تدبّرگران در آيات رحمانى و مرسلات وحيانى روشن است . . . ليكن نبايد از معانى و مضامين و تعاليم معارفى و شناختى بسيار مهم و بيمانندى كه در « احاديث - ادعيه و زيارات » آمده است غافل و محروم باشيم . احاديثى كه متأسّفانه ، بر خلاف دستور قرآن * ( فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ ) * « 2 » ، و احاديث فوق متواتر نبوى - از جمله « حديث ثقلين » - در مآخذ سنّى و شيعه ، آن گونه كه بايد مورد استفادهء مسلمانان قرار نگرفته است ، و نه تنها برادران اهل سنّت ، از استفادهء از آنها ( در سازندگيهاى اصلى انسان و جامعه ) ، محروم ماندند ، كه بسيارى از شيعه و بزرگان شيعه نيز - آن گونه كه مورد انتظار بود - از آنها بهره نبردند ، و « عيون صافية تجري بأمر ربّها » را با « عيون كدرة يفرغ بعضها في بعض » در هم آميختند ، و آفتاب فاش را به تيرگيها اندودند ، و از مراجعه به « انسان هادى » ، به ميراث اختلافى و ناخالص « انسان عادى » بسنده كردند .
چه بسيار مناسب است كه تمام اين حديث بسيار عظيم را ، كه رئيس محدّثين ، و حجت علم و يقين « 3 » ، ثقة الاسلام كلينى ، در كتاب « اصول كافى » ، از حضرت امام جعفر صادق « ع » ، از امام امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب « ع » نقل كرده است ، و چنان مشارق انوار خاوران فروغ مىپاشد ، و عقول را هدايت مىكند ، و به قلوب نور مىدهد ، و انسانهاى صاحب تأمّل را راه مىنمايد ، در اينجا بياوريم :
هامش
« 1 » . البته در صورت عمل به « قرآن كريم » ، در سطح فرد و اجتماع و حاكميت ، و قضاوت و اقتصاد و معيشت ، و گر نه با سخنرانى كردن ، و خطبه خواندن ، و مصاحبه كردن در باره « عسل » ، دهان كسى شيرين نمىشود .
« 2 » . « سورهء انبيا » ( 21 ) : 7 .
« 3 » . اقتباس از تعبيرهاى فيلسوف بزرگ ، مير محمد باقر داماد حسينى استرآبادى ( م : 1041 ق ) ، در بارهء شيخ كلينى ( م : 329 ق ) ، در كتاب « الرّواشح السّماويّة في شرح الأحاديث الإماميّة » : « شيخ الدين ، و أمين الإسلام ، نبيه الفرقة ، و وجيه الطَّائفة ، رئيس المحدّثين ، حجّة الفقه و العلم و الحقّ و اليقين » - « الرّواشيح السّماويّة » ، ص 3 به بعد ، چاپ سنگى ، تهران ( 1311 ق ) .