( مگر توضيحاتى افزوده شود كه خارج از مطلب مورد نظر است ) . و در اين ترجمه اين جهت به خوبى ملاحظه مىشود ، چه پيش از ويرايش و چه پس از آن .
19 - ترجمهء آيات ، گاه تفسيرى شده و از ترجمهء خالص درآمده است . البته در اين گونه جاها از آوردن مطالب تفسيرى و توضيحى ، در ميان دو ابرو بهره بردهايم .
20 - در ترجمهء آيات و استفاده از وجوه معانى آنها ، به تفاسيرى رجوع داشتهايم ، بويژه تفاسير قدما ، ليكن بيشتر - در موارد نياز - به تفسير « مجمع البيان » ( كه در نقل اقوال و معانى جامعيّت بيشترى دارد ) مراجعه داشتهايم ، و گاه به تفسير « تبيان » شيخ الطَّائفهء طوسى .
در مقام ترجمه ، گاه به « كشف الاسرار » ميبدى ، « مقدّمة الادب » زمخشرى ، « لسان العرب » ، « تراجم الاعاجم » ، « مفردات » راغب اصفهانى و . . . نگاه مىكردهايم . در مواردى به « ترجمهء قرآن » استاد عبد المحمّد آيتى نظرى مىافكندهايم ، و به فهرست لغات قرآن كريم ( لغتنامه اى پر ارزش ) ، ضميمهء « ترجمهء قرآن » استاد بهاء الدّين خرّمشاهى سر مىزدهايم ( در جلد 5 و 6 ) .
ترجمه هاى ديگرى كه چند تن از فاضلان معاصر از « قرآن كريم » ارائه دادهاند ، در اختيارمان نبود ، و گر نه چه بسا از آنها هم يارى مىگرفتيم .
21 - اهميّت آيات « قرآن كريم » ، و مضامين « فردساز » ، و « جامعه پرداز » ، و احياگر « فطرت ناب » انسانى ، و بر شورندهء دفائن « عقل دفائنى » « 1 » ( نه سطحى ) ، و دهندهء ساختار درست به جوامع بشرى ، در جهت رسيدن به
هامش
« 1 » . در رسالهء « مقام عقل » اين « عقل » را معرّفى مىكنيم . مقدارى از مطالب اين رساله آماده است ، اميد است خداى متعال توفيق تنظيم نهايى آن را مرحمت بفرمايد . در اين رساله اهميّت عقل راستين و استناد جدّى به « عقل » ، در نزد اصحاب « مكتب تفكيك » روشنتر مىشود .