هنگامى كه در مسائلى ، ميان صاحبنظران در آنها اختلاف نظر فراوان و غير قابل رفع ، وجود داشته باشد ، آن مسائل - بطبع - در نظر عقل به تيرگى مىگرايد . از هر طرف اقامهء برهان ، بر مدّعاهاى متضاد . . . و نه يك روز و دو روز ، بلكه در طول قرنها و سده ها . . . در اينجا براى اينكه قدر اين حديث بس گران ارج - در آفاق تدبّرات معارفى و تأمّلات شناختى - بيشتر دانسته شود ، لازم است به اين سخن دردگذارانه و بيدارگر فيلسوف بزرگ ، خواجه نصير الدين طوسى ( م : 672 ق ) ، در آغاز « شرح اشارات » توجّه كنيم :
اعلم أنّ هذين النّوعين ، من الحكمة النظريّة ، أعني الطبيعيّ و الإلهيّ ، لا يخلوان عن انغلاق شديد ، و اشتباه عظيم ، إذ الوهم يعارض العقل في مآخذهما ، و الباطل يشاكل الحقّ في مباحثهما ؛ و لذلك كانت مسائلهما معارك الآراء المتخالفة ، و مصادم الأهواء المتقابلة ، حتى لا يرجى أن يطابق عليها أهل زمان ، و لا يكاد يتصالح عليها نوع الإنسان . . .
اين قسمت را براى اهل فضل و تأمّل و آزاد انديشان ، و غير مقلَّدان عقلى و فلسفى ، نقل كرديم ، تا در اين سخنان و امثال آن - كه بزرگانى بسيار گفتهاند - بسزاوار بينديشند ، و بژرفى بكاوند ، و براستى عقل آزاد خويش را به كار اندازند . ما در اينجا از ترجمهء آن هم گذشتيم . . .
بارى اين بود و اين چنين كه « تعاليم وحيانى » ، به فروغ افكنى خالص دست نيافت . و « انسان هادى » در صدر تعليم و تربيت امّت قرار نگرفت . و چه بسيار حقايق و اصولى كه ناشناخته ماند ، يا مورد تأمّل لازم واقع نگشت .
ما در اينجا - بمناسبت - در بارهء « اقتصاد و معيشت اسلامى » ، به مواردى اشاره مىكنيم :
- آيات و احاديث « زكات باطنه » ( به تعبير احاديث ) ، ( زكات غير رسمى ) . « 1 »
هامش
« 1 » . ج 6 / فصل 41 .