14 - در اينجا - به نام انجام وظيفه - ياد مىكنيم ، كه گاه و گاه استاد آرام ، در برابر آيه يا بخشى از آيه ، يا حديث يا بخشى از حديث ، يا تعبيرى و واژه اى ، ترجمه هاى خوب دلچسب و معادلهاى روان و زيبا آورده بودند ، كه آنچه از اين گونه بود بر جاى گذاشتيم . بطور مثال : « * ( وَجاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى ) * . . . مردى از دورترين نقطهء شهر دوان آمد » ، كه چنان كه ملاحظه مىكنيد ، واژهء « دوان » ، كه در زبان فارسى صفت است ، چه نيكو در برابر فعل مضارع « يسعى » قرار گرفته و جا افتاده و روان و كوتاه و گويا و زيباست . مرحوم الهى قمشه اى ، « شتابان » گذاشتهاند ، و آن هم بسيار خوب است . اينها از شگردهاى ترجمه است كه بايد به كار برد . اگر كسى فكر كند كه اين واژه ( يسعى ) ، فعل مضارع است و حتما بايد معناى فعل و مضارع بودن در ترجمه - در همه جا - رعايت شود ؛ اين گونه مترجمى مترجم نيست ، لغت نويس است . علاوه بر اين ، « يسعى » ، در اينجا - از نظر اعرابى و نحوى - « حال » است ، پس ترجمهء خوب همانهاست . در ضمن نياز به تكرار « دوان » هم نيست .
15 - در بارهء مدارك كتاب ، جا داشت ، بلكه لازم بود ، بر اساس كتابشناسى آنها را معرّفى مىكرديم ، ليكن متأسّفانه به اين امر لازم موفّق نگشتيم .
يكى از علَّتهاى اين چگونگى ، طولانى شدن زمان تنظيم كتاب بود ، و انجام دادن كار در جاهاى مختلف : مشهد مقدس ، قم ، تهران ، ميبد ، اصفهان ، يزد . اين وضعيّت باعث شد تا در مورد بعضى از مدارك از چاپهاى مختلفى كه هر جا در دسترس بود استفاده شود . البته چيزى كه در اين باره تا حدودى مايهء آرامش خيال است اين است كه مآخذ كتاب ، اغلب معروف است ، و خوانندگان به مناسبات و قرائن مطالب ، مىتوانند از هر چاپى از مأخذ ، به مطلب مورد نظر دست يابند . گاهى هم در پانوشتها اندكى از مآخذ شناسانده شده است . در اينجا چند نكته را نيز يادآور مىشويم :
( 1 ) - در بارهء چند مأخذ ، در « سرآغاز ترجمهء فارسى » ( ج 1 / 34 - 35 ) ؛ توضيحاتى آمده است ، ملاحظه شود .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 769
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٧٦٩