تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
همين زبان است - آن را بهتر مىفهمد « 1 » ، و غرض عقلايى از گفتن و نوشتن ، كه تفهيم و تفاهم است ، بدين گونه نيكوتر ادا مىگردد . پس ، از نظر نويسندگى ، « فصيحتر » همين روش است ( مثلا : « به قصد » ، به جاى « به آهنگ » ، « مبارزه » ، به جاى « نبرد با هم » ، « رويارويى » ، « ستيزه با يك ديگر » ) . حتى استاد آرام ، به جاى « ضرورى » ، « ناگزيرى » گذاشته بودند ، كه ما - بيشتر - همان ضرورى را گذاشتيم . البته نبايد كتمان كنيم كه ما هم بسيارى از واژه هاى فارسى را - در ويرايش - به كار برديم ، حتى گاه در دام سره نويسى نيز افتاديم ، چنان كه در برابر « مانع الزكاة » ( كه اصطلاح است و اصلا ترجمه نمىخواهد و همه آن را مىفهمند ) ، « زكات نپرداز » آورديم . 2 - « افعال معين » را كه استاد آرام بيشتر به كار برده بودند ، ما بنا بر استعمال رايج - كه به قرينه ، حذف و تخفيف داده شده است - در همه جا نياورديم . 3 - در زبان فارسى ، در جاهايى بايد جمع عربى ، مفرد ترجمه شود كه چنين كرديم و اين فصيح است ( مثلا « عقول النّاس هكذا تقضي عقل مردم اين چنين قضاوت مىكند ، نه عقلهاى مردم . . . ) . 4 - از جلد 3 به بعد ، عددها را از طرف راست نوشتيم ، كه به عادت نوشتن فارسى نزديكتر است و خواندنش آسانتر . 5 - از اوّل جلد 3 تا آخر جلد 6 ، پانوشتها را - چه مختصر و چه مفصّل - استاد ترجمه نكرده بودند ؛ كه ما همه را ترجمه كرديم و در جاى خود نهاديم . 6 - مقيّد نگشتيم كه در برابر يك واژه ( مثلا « تسيّب ول شدن ، هرز رفتن ) ، در سراسر كتاب يك « برابر » بگذاريم ، بلكه براى توسعه دادن به دايرهء ترجمه و توانهاى زبان ، در جايى ديگر ، اگر برابر ديگرى را مناسبتر ديديم همان را گذاشتيم . گذشته از اين اصل ، كه واژه هايى كه
هامش
« 1 » . بويژه كه نظر به خوانندگان عام كتاب نيز معطوف است ، نه تنها خواص .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 766 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام