تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
مىنويسند ، مانند « إن جاء » خاص عربى است . چون « ان شاء الله » ، جزو تعبيرهاى فارسى است ، و همان گونه كه آن را به صورت عربى تلفّظ نمىكنيم ، در نوشتن هم بايد بگونه اى بنويسيم كه در عين حالى كه غلط نيست ، حالت فارسى هم داشته باشد . گذشته از اين ، كثرت استعمال كتابتى نيز در اين تعبير ، مقتضى وصل نويسى است ( ليكن متأسفانه ، در « الحياة » همه جا به يك صورت نيامده است ) . « 1 » 10 - در بارهء نشانه هاى سجاوندى ، بسى رعايت كرديم ، ليكن با همهء تقيّد ، چنان كه دلمان مىخواست صد در صد يك نواخت نشد ، كه گاه به مراعات حال حروف نگاران - كه غلطگيرى كمترى كرده باشيم - از اصرار بر يك نواخت كردن چشم مىپوشيديم . 11 - گاه در ترجمه ، جمله ها و كلمه هاى تكرارى و مترادف - كه در عربى رسم است و اديبان و نويسندگان عرب به كار مىبرند - در فارسى حذف شده است . 12 - در ترجمه و ويرايش ، گاه به ملاحظاتى ، معناى « لازم نزديك » آورده شده است ( مثلا « الواعى » با استعداد ؛ « شيعة الفضيلة » اشاعه گران فضيلت ) ؛ و گاه « لازم دور » ( مثلا « الموضوعيّة » پژوهشى ) . اصولا - در اغلب احوال - در گزينش برابر لغوى يا تعبيرى ، ملاحظاتى شده است ، نه اينكه غلط يا غفلت باشد ( مثلا - درد و رنج در برابر « تعب » و « نصب » ، نه خستگى و رنجه شدن ) ؛ چنان كه گاهى معادل اصطلاحى آورده شده است نه لغوى . 13 - گاه در فارسى ، دو معادل مترادف ، براى بيشتر و بهتر مفهوم شدن معنى و مراد آورده شده ، و عطفهاى ترادفى و توضيحى به كار رفته است ( اغلب افزودهء ويراستار ) .
هامش
« 1 » . اين يكى دو موضوع را در جايى ديگر از كتاب نيز يادآورى كرده‌ايم .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 768 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام