دو يا چند معنى دارد ، بايد به سياق متن و مراد ، همان معناى مقصود - يا مناسبتر - را در آن مورد آورد .
7 - در جاهايى توضيحهايى در درون دو ابرو ( پرانتز ) افزوديم .
8 - در جاهايى بسيار اندك ، حديث يا بخشى از يك حديث ، نقل به معنى و ترجمهء تلخيصى شده است ، كه چون متن حديث نيز در اختيار خواننده هست ، مشكلى بوجود نمىآيد .
9 - در بارهء « املا » ( رسم الخط ) ، خيلى جاها رسم الخطَّ استاد آرام را حفظ كرديم . در جاهايى هم اينجانب رسم الخطَّى كه مطابق نظر خودم هست به كار بردهام ، ليكن - متأسفّانه - به دليل فراموشى يا طول زمانى ويرايش اين 6 جلد ( با اينكه جدولى نيز تهيّه كرده در اختيار داشتيم ) ، يك نواختى كامل حفظ نشده است ( مثلا بيشتر جاها : همان گونه ، و گاه :
همان گونه ) .
در همين جا مناسب است به چند نكته اشاره كنيم :
( 1 ) - « ابى طالب » ، در « على بن ابى طالب - ع - » ، به نظر اينجانب ، در فارسى ، وصل نوشته شود بهتر است از جدا .
( 2 ) - « ابا ذر » در فارسى اشكالى ندارد ، و چه بسا از « ابو ذر » بهتر باشد .
( 3 ) - رسم الخطَّ فارسى اين واژه ها چنين است : « مسأله » ، « مسئول » ، « مسئوليّت » ، « مسألت » ، « شئون » و « رئوس » ، همه با كرسى . « مسأله » و « رؤوس » و . . . رسم الخط عربى اين گونه واژه هاست . بسيارى از اهل فضل ، « مسأله » را در فارسى ، « مسأله » مىنويسند ، و اگر كسى « مسأله » نوشته باشد ، در ويراستارى ، آن را به « مسأله » تبديل مىكنند ؛ و در اين باره ، « مسأله دار » شدهاند ، شايد به گمان درستنويسى ، يا چه بسا اظهار فضل ؟ ! ( 4 ) - « ان شاء الله » ، در فارسى سر هم نوشته شود مناسبتر است با اصول املاء فارسى . « إن شاء الله » كه حرف شرط را از فعل جدا
الحياة ( فارسي ) — صفحة 767
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٧٦٧