براى اينكه به كار آماده كردن متن عربى « الحياة » بيشتر برسيم ، جلد اوّل و دوم متن را كه از چاپ در آمد ( تابستان 1358 ش ) ، به خدمت استاد در گذشته ، جناب آقاى احمد آرام - روحش به رحمت الهى شاد - برديم ، و از ايشان خواستيم تا كتاب را ترجمه كنند . ايشان از روى لطف پذيرفتند . پس از اينكه جلد 1 و 2 را ترجمه كردند و تحويل دادند ، به يكى از دوستان مشترك گفته بودند ، دوست دارم بقيّهء « الحياة » را هم من ترجمه كنم . ما هم پذيرفتيم ، و جلد 3 را پس از چند سال كه از چاپ در آمد ( 1367 ش ) ، و سپس بقيّهء جلدها را به خدمتشان تقديم كرديم . و ايشان همه را ترجمه كردند و تحويل دادند ( و حسابهاى حقّ الترجمه تسويه شد ) .
در بارهء ويرايش كتاب ، از آغاز ، اختيار هر گونه تغيير و تصرّفى را به اينجانب دادند ، و حتى در مواردى گفتند ، علامت گذاشتهام ، خودت بگرد و « برابرى » براى فلان واژه يا تعبير پيدا كن ، من برابر مناسبى نيافتم . . . يا چند برابر گذاشتهام هر كدام را مىپسندى بگذار . . .
در آغاز مىانديشيديم كه با مرورى كوتاه - مثلا به مدت يك هفته تا دو هفته - مىتوانيم ترجمهء هر جلد را به چاپ بسپاريم ، ليكن پس از مراجعه و تأمّل در مواردى چند ، ديديم كه چنين نيست ، و ترجمه ، ويرايشى بسيار بسيار سنگين مىطلبد و دگرگونيهايى بنيادين مىخواهد .
و در موارد فراوانى هم اختلاف سليقه و ذوق تعبير ، موجب تغيير مىگشت . اينها بود كه - به توفيق خداوند متعال - به چنين ويرايشى پرداختيم ، و در نوتر كردن نثر ، و تعويض موارد فراوان ، و نزديكتر كردن واژه ها و تعبيرها به ذائقهء نسلهاى جوان كوشيديم . و عنوانهاى فصلها را - بتقريب - 95 درصد خود گذاشتيم و . . .
به هر حال ، ترجمهء كتاب « الحياة » بوسيلهء استاد بزرگوار احمد
الحياة ( فارسي ) — صفحة 764
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٧٦٤