تنبيه ( 50 ) عمل كردن همهء قشرهاى جامعه به احكام اسلام ، جز با اجراى عدالت شدنى نيست :
زندگى سالم و سودمند و انسانى براى جامعه هاى اسلامى ( و بايد گفت ، جامعه هاى ديگر نيز ) ، جز به زنده ماندن ، يعنى عملى شدن « احكام اسلام » ، ميسّر نيست ، و حياتى در خور انسانيّت جز به عدل و در زير سايهء عدل فراهم نمىآيد . اين سخن فوق ارزش را - كه حدّ آن را از حدّ طلوع خورشيد فراتر است - بارها از امام امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب « ع » نقل كردهايم :
« العدل حياة الأحكام »
؛ تا يادآورى جدّى و راستين و بيدارى آفرين باشد براى كسانى كه به نام « اسلام » به « انقلاب » دست مىيازند ، و مردم را به ميدان فداكاريهاى بزرگ مىكشند .
نخستين واجب بر اينان آن است كه در آن واحد ، با دو طاغوت - سياسى و اقتصادى - مبارزه كنند ، « 1 » و پيشاهنگ كارها و اقدامهاى ايشان ، اجراى عدالت و گستردن قسط در ميان توده ها - از هر مذهب و ملَّت - باشد ؛ « 2 » تا بدين گونه راه انبياء « ع » و اوصياء « ع » را رفته باشند ، و تا حقّ اسلام و حقّ انتساب به آن ، و برانگيختن مردمان به اسم اسلام را ادا كرده باشند ؛ و گر نه احكام خدا و دين خدا زنده و همه گير كه نمىشود هيچ ، بد نام نيز مىشود ، و زبان انواع و اقسام دشمنان و عقده گشايان و مخالف خوانان و ايادى استعمار ، و مبلَّغان مسلكهاى استعمارى منحط و باطل دراز مىشود ، و انقلابى واقعى كه هر طبقه اى به حق خود برسد - و هيچ طبقه اى سوء استفاده نكند - تحقّق نمىيابد . و فريادها و نطقها و موعظه ها و درسها و نصيحتها و خطابها و خطابه ها ، جز به صورت الفاظ پوك و ميان تهى جلوه نخواهد كرد ، كه پس از مدّتى تكرار كردن آنها ، توده هاى دور و نزديك را از اسلام و علما و رجال آن ، و اينكه چنين كسان سازندگان جامعه اى باشند كه در آن عدل
هامش
« 1 » . ( جلد سوم / 326 - 367 ؛ جلد پنجم / 346 - 378 ) .
« 2 » . ( همين جلد / 488 به بعد ) .