فقر و زمينه هاى آن است تا اغنيا بتوانند به آيات زكات و انفاق عمل كنند ؟ آيا اسلام و تعليمات آن را بايد چنين فهميد ؟ بنا بر اين فقر اصلى نيست كه در هر حال بايد حفظ شود و باشد ، بلكه بيمارى و عيب و ذلَّت و نقصى است در ميان توده ها ، كه هر وقت و هر جا كه پيدا شد ، بايد بسرعت از بين برداشته شود .
و از فقر و آنچه به آن وابسته است و شروط ستوده بودن آن ، در « فصلهاى فقر » - از جلد چهارم - به صورت كامل سخن گفتيم . و در آنجا حديث
« الفقر فخري »
را آورديم و در بارهء آن توضيح داديم . « 1 » علَّامهء مجلسى آن را بدون سند و مدرك ذكر كرده است ، و بعضى ديگر از آن ياد كردهاند ، همچون صاحب « غوالي اللَّئالي » « 2 » و صاحب « مجمع البحرين » . « 3 » عالم اخير ، توجيهى نيز براى آن آورده است . « 4 » ليكن در متخصّصان اهل سنّت برخى آن را باطل شمردهاند ، همچون ابن حجر عسقلانى كه گفته : « باطل » است . « 5 » و بر فرض باطل نبودن ، مقصود از آن سخن ستايش از خوبى فقر در جامعه اى نيست كه مردمان بايد در آن به عدل قيام كنند ، قيام به قسط كجا و فقر كجا ؟ بلكه اگر اين سخن ، حديث و صحيح باشد مخصوص پيامبر اكرم « ص » است ، و براى تحقير زندگى و معيشت دنياخواران ، پس آن كجا و فقر توده ها كجا . . . ؟ فقرى كه اعتقادات را بر باد مىدهد ، انسانيّت و اخلاق را بىبندوبار مىكند ، كرامت را از ميان مىبرد ، اعتياد مىآورد و فرزندان اجتماع را ، به جنايت و جرم مىكشاند . . .
آرى ، دين جاودانى خدا ( اسلام ) هدفش تأمين « معاش » و بهبود بخشى به آن است براى تأمين « معاد » و بهبودبخشى به آن ؛ اين است كه
هامش
« 1 » . ( جلد چهارم / 603 به بعد ) .
« 2 » . « غوالي اللَّئالي » 1 / 40 ( از چاپ جديد ) ، تأليف : شيخ محمد بن على بن ابى جمهور احسائى ( قرن 8 - 9 ق ) .
« 3 » . شيخ فخر الدّين طريحى نجفى ( - م : 1085 ق ) .
« 4 » . « مجمع البحرين » 3 / 443 ، از چاپ نجف ( 1386 ق ) ، تحقيق استاد پژوهشگر ، سيد احمد حسينى اشكورى .
« 5 » . « كشف الخفاء » - عجلونى 2 / 113 ، چاپ بيروت ، مؤسسة الرّسالة ( 1405 ق ) .