مىگويد :
« لو لا الخبز ما صلَّينا و لا صمنا . . . « 1 »
( 1 ) اگر نان نبود نماز نمىتوانستيم گزارد و روزه نمىتوانستيم گرفت . . . » ؛ و
« إنّ الله خلق ابن آدم أجوف فلا بدّ له من الطَّعام « 2 »
، ( 2 ) خداوند آدمى را ميان تهى ( داراى شكم ) آفريد ، پس ناگزير خوراك مىخواهد » ؛ و
« عياله الخلائق ، ضمن أرزاقهم « 3 »
( 3 ) خلايق خانوادهء خدايند ، و او روزيهاى ايشان را تضمين كرد ( و آفريد ) . و در دعا گفته مىشود .
« اللَّهمّ أغن كلّ فقير « 4 »
( 4 ) خداوند ! همهء فقيران را بىنياز كن » . پس اولياى دين به آن راضى نيستند كه يك فقير بر جاى بماند .
و در قرآن كريم آمده است : « * ( رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً ) * . . . « 5 » خداوندا ! در دنيا به ما نيكى بده و در آخرت نيكى . . . » ، كه « دنيا » را بر « آخرت » مقدّم داشته است .
و همهء اين گونه تعاليم ، در جهت رفع نيازمنديهاى انسانى براى معاش و فعاليّتهاى بدنى اوست . و اين چگونگى جز با اجراى عدالت اجتماعى و قضائى و اقتصادى و معيشتى تحقّق پيدا نمىكند .
پيامبران « ع » - چنان كه اشاره كرديم - مردمان را ( در پى دعوت كردن به يكتاپرستى و بندگى خداى متعال ) ، به تصحيح مبادلات اقتصادى ( * ( أَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ ) * ) دعوت مىكردند ، زيرا هدف ايشان به راه انداختن انسان در راه پيشرفت و تعالى معنوى است . و اين هدف زمانى امكانپذير مىشود كه اطمينان نفسى و تعادل روحى در افراد وجود داشته باشد ، و اين دو حالت ، با اضطراب نفس و پريشانى حاصل از ندارى و نيازمندى بدست نمىآيد . و فقر را چيزى جز عدل از ميان جامعه بيرون نمىكند ( لو عدل في النّاس لاستغنوا ) . پس هيچ راهى براى تحقّق بخشيدن به هدفهاى دين و زنده ماندن احكام آن در ميان توده ها جز اجراى عدالت اجتماعى و قضائى و اقتصادى به صورتى راستين و
هامش
« 1 » . « كافى » 5 / 73 ( جلد سوم / 291 ) .
« 2 » . « كافى » 6 / 287 ( جلد سوم / 287 ) .
« 3 » . « نهج البلاغه » / 230 ؛ « عبده » 1 / 159 .
« 4 » . « مفاتيح الجنان » / اعمال ماه رمضان .
« 5 » . « سورهء بقره » : 201 .