تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠

تنبيه ( 47 ) آميختن قضاياى اصلى با قضاياى غير اصلى و زيانهاى آن به دين و انقلاب و توده ها :

آنچه لازم است به صورت جدّى از آن پرهيز شود - و در تنبيه پيش بدان اشاره اى گذشت - آن است كه قضاياى « غير اصلى » زندگى و اجتماع را در جاى قضاياى « اصلى » قرار دهيم ، و به تدبير اولى به جاى دومى بپردازيم ، و خود را در ذهنيّت غرق كنيم ، و ذهنهاى مردم را بوسيلهء تبليغات گوناگون ، به قبول آنچه رأى ما بر آن قرار گرفته است وادار سازيم و حق نظر دادن و تأمّل و انتقاد به كسى ندهيم ، شايد زيانهاى اين روش به دين و انقلاب و ارزشها و توده ها از چيزهايى باشد كه بر هيچ هوشيار و آگاهى پوشيده نيست . قضيّهء اصلى زندگى و جامعه همان عدل است ، و قضيّهء اصلى دين - پس از معتقدات - عدل است ، زيرا كه دين احكام خود را قطب قرار داده است . و زندگى احكام به اجراى عدالت است . و اگر جز اين باشد ، چيزى جز ظواهر خشك سطحى نخواهد بود و از روح عدالت تهى است . و در اين صورت مفاسد ويرانكنندهء انسان و روح و وجدان او ، و نيز دين و تعهّد او ، و ارزشها و اخلاق و هدفها ، پنهان مىماند و غفلت و آز زندگى همهء گروهها را فرا مىگيرد ، و پس از آن هر اصلاحى در ميان مردم ، در حكم ساختن در مسير طوفان است . « آزادى » را نيز ، بىاعتنايى به عدالت ، مخدوش مىسازد چنان كه در پيش از آن سخن گفتيم .

تنبيه ( 48 ) توهّمى نادرست :

برخى از مردم چنان گمان دارند كه لازم است فقر پيوسته در اجتماع