كريم را كه با صراحت از مبارزهء انبيا با اغنيا و حمايت از فقرا ياد كرده است تكذيب مىكنند ، و آرزوهاى مردم را به اقامهء عدل اسلامى ، به سبب نقص در فهم ، يا كوتاهى در جهتگيرى ، يا تقصير در گرايش ، يا اغراض شيطانى فاسد ، و خرد شمردن مقياسها ، يا سرمايه دار بودن و سرمايه دارى و استثمار را ترويج كردن ، به نوميدى مبدّل مىسازند - غفرانك اللَّهمّ ربّنا و إليك المصير .
رجوع كنيد به : فصلهاى مفصّل مناسب با اين موضوع در « باب يازدهم » ، از « فصل هشتم » تا « فصل بيست و دوم » ، و « فصل هفتم » از همان باب ( طاغوت اقتصادى و اقتصاد طاغوتى ) . « 1 » و فصلهاى مربوط به مبارزه هاى ضدّ فقر در اسلام .
پس مبارزهء بر ضدّ ستم اقتصادى و معيشتى ، و بر ضدّ عدوانها و تجاوزهايى كه در معاملات و مبادلات ميان مردم اتّفاق مىافتد ، و دفاع از حقوق محرومان و معذّبان و مقهوران ، گرايشى الهى و توحيدى است . و اكنون نيز همان است كه پيش از اين بوده است : گرايشى الهى و قرآنى و محمّدى و علوى و جعفرى ، و بايد با نهايت قاطعيّت به اين مبارزه پرداخت . و هر مسلمانى كه به قرآن ايمان دارد و رو به قبله نماز مىگزارد ، چنان دوست مىدارد كه احكام دين زنده بماند ، و اهتمام به امور مسلمانان از او سلب نشود ، و از حوزهء اسلام بيرون نرود .
تنبيه ( 44 ) وظيفهء علما در برابر فقر و استضعاف :
آنچه بر علما واجب است ، رهانيدن مستضعفان و محرومان از سقوطگاههاى فشار زندگى و محروميّت است ، و از بىبندوبارى ، و از تباهى شخصيّت و كفر و فسوق و ديگر لوازم استضعاف و فقر - چنان كه
هامش
« 1 » . ( جلد سوم و چهارم ) .