آگاهى داشته باشد ، هيچ شكى در اين باره ندارد . و از مهمترين آنها پديد آمدن نابسامانيهاى اقتصادى و معيشتى و تورّمهاى تحميلى در كالاها و ارزاق و نرخها ، و همچنين در بهاى كتابها و نشريّه ها و مطبوعات « 1 » ، و در پزشكى و بهاى دارو و درمان و عمل جرّاحى و امثال اينهاست كه كمر مستضعفان را مىشكند و استضعافى ديگر بر استضعاف آنان مىافزايد - چنان كه مشاهده مىكنيم . از اين رو اين امر ( تكاثر ) ، بزرگترين زيانها را به زندگى و پيشرفت توده ها مىرساند ، و فعّاليّتهاى ترقّيجويانه را سست مىكند ، و درجهء فرهنگ و علم و انديشه و اخلاق و تربيت و دين را در ميان عموم پايين مىآورد ، و از مقدار معلومات دينى و اخلاقى و حقوقى و تربيتى و تاريخى و اجتماعى و تجربى و سياسى و علمى و هنرى و صنعتى و طبّى و دفاعى و جز اينها در اجتماع مىكاهد ، حتى به دليل گرانى انواع ارزاق و ميوه ها و . . . توان بدنى جامعه رو به ضعف مىرود ، و در نسلهاى بعد ، آثار ضعف فكرى و ضعف بدى - به صورتى دردناك - بيشتر آشكار مىگردد .
تنبيه ( 28 ) دو مكتب اقتصادى : اسلامى و سرمايه دارى :
در بارهء جامعهء طبقاتى و مفهوم اسلامى و تكاثرى ( سرمايه دارى ) آن ، در « نگاهى به سراسر فصل » چهل و نهم ، از « باب يازدهم » ، در مجلَّد پنجم اين مجموعه « 2 » ، سخن گفتيم . در اينجا بار ديگر به تضادّ ميان دو مكتب اقتصادى - اسلامى و سرمايه دارى - اشاره اى مىكنيم .
در نظر اسلام ، قطب انسان است ؛ و خوشبختى او ، با بر طرف كردن
هامش
« 1 » . و از اين راه ، جوانان دانش طلب و طلَّاب علوم دينى ، و استادان و مدرّسان و محقّقان و مؤلَّفان و انديشمندان و صاحبان استعداد اختراع و كشف ، از دست يافتن به آثار لازم و مطلوب باز مىمانند ، و جامعه به افت فكرى و سقوط علمى و فرهنگى دچار مىگردد .
« 2 » . ( ص 330 به بعد )