بنا بر اين بر هر انقلاب دگرگونساز اسلامى واجب است كه هدف قرآنى يعنى تأسيس حكومت خود مستضعفان و محرومان ( نه غير ايشان ) را عملى سازد ، زيرا كه آنان نيازى به قيّم ، بويژه از ميان مستكبران و طاغوتان ثروت ، و برخورداران از زندگى و موقعيّت ، يا صاحبان افكار ارتجاعى - به هيچ روى - ندارند ، و تجربه نشان داده است كه نامبردگان براى مستضعفان كارى نكردند ، جز اينكه بر فاصله هاى جهنّمى در معيشتها افزودند ، و بار فرسايندهء زندگى و خرج را بر دوش آنان هر چه فرساينده تر كردند .
تنبيه ( 26 ) بىنياز كردن فقيران ، با حفظ كرامت ايشان
( برانداختن فقر از جامعهء اسلامى ، ضرورى است ، زيرا كه فقر به صورت امرى پذيرفته ، با شأن انسان و جلال اسلام و عزّت مؤمنان و اداى تكاليف سازگارى ندارد ) :
هدف دين استوار الهى - در تشريعات مالى و احكام اقتصادى فراوان آن - اين نيست كه به مسكينان بخور و نميرى بدهند كه آنان را از دست مرگ نجات دهد ، بلكه هدف سازندهء دين تجديد كرامت انسان است ، و بالا بردن تراز معيشتى او تا تراز اقتصادى جامعه ، و بىنياز كردن آبرومندانهء تودهء مردمان از طريق رساندن سطح زندگى آنان به ديگر مردم ، و رهانيدن ايشان از فشارهاى هلاككنندهء تهيدستى ، چنان كه احاديثى كه تا كنون ياد شده است با صراحتى تمام بر اين امور دلالت دارد . بر اين همه بايد اوامر قرآن كريم را بيفزاييم كه دالّ بر اين موضوع است ، و بويژه تأكيد كتاب الهى بر اخوّت ايمانى ( * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ) * ) ، و اثبات عزّت براى مؤمنان ، و تأكيد بر انجام دادن تكاليف ، و فقر كجا و عزّت كجا ؟ و اخوّت كجا و تفاوتهاى له كننده ميان طبقات اجتماعى كجا ؟ و فقر كجا و انجام دادن درست تكاليف الهى كجا ؟