فريبنده ، در بارهء حقايق موجود جامعه نتيجه مىشود ، بويژه در انقلابها ، آن هم در زمانى كه ما به نام اسلام قيام كردهايم ، و هدفمان اين است كه يك اقتصاد مبتنى بر قسط ، و يك نظام سالم و قرآنى بسازيم ، و مردان مسئول و امين و متعهّدى را به مردم معرّفى كنيم . پس بر ما لازم است كه به هر كوتاهى و تقصيرى كه در امر قسط قرآنى و تحقّق بخشيدن به آن صورت گرفته است اعتراف كنيم ، و از الفاظ عسلى گوشنواز و تخديرگر اذهان ، و حضور سختيهاى كمرشكن در زندگى مردم ، و حواله كردن آنان به پاداشهاى اخروى احتراز جوييم ، زيرا كه اين روش به ناكامى انقلاب و سست شدن معتقدات دينى در ميان توده ها مىانجامد ، و آنچه صورت مىگيرد ، نه رهايى بخش و نه مايهء نجات و نه انتقامجويانه از ستمگران خواهد بود ، بلكه در حكم ناتوانى است كه دفع ظلمهايى را كه به مردمان رسيده است حواله به جهان ديگر مىكند ، و آنچه را كه بايد به نقد و عاجل ادا شود ، به نسيه و آجل مبدّل مىسازد . و اين ايستارى غير دينى است ، و دين مقدار فراوانى احكام و قوانين در بارهء دفع قاطع ظلم از ستمديدگان و قطع كردن دست ظالمان از آنان ، همراه با كتاب و ميزان و حديد دارد ، كه لازم است به اين قوانين عمل شود . « 1 »
تنبيه ( 30 ) سخنان فريبنده و زيان آنها ( 2 ) :
نيز از پيامدهاى منفى سخنان فريبنده و حواله دادن مردم به پاداشهاى آن جهانى ، آن است كه مستكبران و سلاطين بازارها و نرخها و سرمايه داران را بر ادامه دادن به ستمگرى و بهره كشى و ايجاد تورّم
هامش
« 1 » . دين آمده است براى سالمسازى زندگى دنيا ، تا زندگى سالم اخروى - در جهان جاويد - نصيب انسان گردد . پس بايد همهء احكام دين عمل شود ، تا هيچ نقصى به زندگى آخرت نرسد . و انسان خسر الدّنيا نشود ، تا مبادا به خسران اخروى منتهى گردد .