خاصّه ، سنگين بارتر ( و پر توقّعتر ) براى والى نيست ، ( 1 ) و همچنين كمكمكتر ، و ناخشنودتر از اجراى عدالت ، و پرروتر در خواسته ها ، و كمسپاستر از بخششها ، و عذر ناپذيرتر به هنگام نرسيدن هزينه ، و بىصبرتر در روز مصيبت و گرفتارى [ اين است وضع روحى روشنفكران و خواص و نزديكان . . . ] ، و به يقين عمود دين ، و انبوه مسلمين و پشتوانه در برابر دشمن آيين ، همين مردم ( بىادّعاى ) كوچه و خيابانند ، پس بايد به سخن آنان خوب گوش دهى و دل در غير آنان نبندى . . .
( 15 ) - توازن اقتصادى و قوام اقتصادى
: قوام اقتصادى جامعه - كه از قوامهاى اساسى است - نيز با تكاثر و فقر برقرار نمىشود . اما فقر آشكار است ، و اما تكاثر بدان جهت كه برابر است با آزادى در مالكيّت و آزادى در مصرف و استهلاك . و اين دو آزادى از عمده ترين وسايل از بين بردن قوام اقتصادى و كلنگهاى منهدمكنندهء آن به شمار مىرود .
پس تكاثر و فقر دو سبب اصلى براى فرو ريختن قوام اقتصادى جامعه و تعاون مالى و توازن معيشتى اجتماع محسوب مىشود ، كه اسلام با كمال جدّيّت و حزم همهء مسلمانان را به تعاون و توازن فرا خوانده است ، در آيات و احاديث بسيار . . . پس تعاون مالى و توازن اقتصادى ، سلامت روابط اقتصادى اجتماع را و رشد مالى را در مردم بشكلى مناسب تضمين مىكنند ، و بدين گونه « قوام اجتماعى » در همه عرصه ها پديد مىآيد . پس بايد آگاه باشيم كه نظام اقتصادى سالم پيشرفته ، نظامى است كه در آن ، قسط و توازن و تعادل بر همهء آن نواحى كه حيثيّت انسانى و اسلامى وابسته به آنها است ، حكومت مىكند ، يعنى :
- در اندازهء كار و حدّ آن براى هر فرد از افراد مجتمع ( 1 ) .
- در توزيع كار و تقسيم كردن آن ميان افراد ( 2 ) .
- در تعيين قيمت كيفى كارها و شغلها ( 3 ) .
- در موازنهء كار و رنجى كه كارگر براى آن تحمّل مىكند ، از يك