ميان رفتن توازن اقتصادى و معيشتى خانوارها و از جمله توازن ميان عرضه و تقاضاست ، نيز جايز شمردن آزادى اقتصادى و رواج تكاثر كه موجب مىشود تا ثروتها به صورت تصاعدى افزايش يابد و مال وسيلهء گردش ميان مشتى ثروتمند شود ، و سرانجام بايد گفت تكاثر و تورّم براى هر حاكميّتى خطرناك است ، و از نظر اسلام ، « كفر اقتصادى » است .
7 - قرآن و آهن و نقش آنها در استقرار شالوده هاى توازن
: اسلام به همان گونه كه براى برقرار كردن عدل ( توازن اقتصادى ) ، « 1 » به قرآن و آموختن تعاليم آن به مردم ، و هم توجه دادن ايشان به روشها و برنامه هاى آسمانى قرآنى استناد مىكند ، و به همان گونه كه رشد فكرى و معنوى و فرهنگى را براى اين منظور ضرورى مىشمارد ، به همان گونه هم به كاربرد نيرو و آهن ( قدرت سالم ) براى مجبور كردن متجاوزان به قبول عدل و به رعايت آن - از آن جهت كه جز از اين راه به حق گردن نمىنهند - فرمان مىدهد .
نقش علم و فهم و آگاهى اجتماعى و اخلاق فاضله و معنويّت ، در تحقّق بخشيدن و مجسّم ساختن عدل ، و در ساختن جامعه اى متوازن ، امرى است بنيادين كه هيچ متفكَّر اجتماعى و مصلحى بيدار آن را انكار نمىكند ، زيرا عامل اصلى دگرگونى جامعهء انسانى ، و تحوّلپذيرى آن ، همان چيزهايى است كه مطلوب انسان و جزء انگيزه هاى درونى و تمايلهاى اصلى اوست . و همينهاست كه بايد از بركت پرورش صحيح و آموزش موفّق - از دوران نخست آموزش - به همه آموخته شود ، تا مردمان را به قبول انديشهء انصاف و عدل برانگيزد ، و آنان را شايستهء پذيرفتن توازن و عمل كردن به مقياسهاى آن در هر چيز بسازد ؛ ليكن اين امر بتنهايى براى تحقّق يافتن اين منظور مهم و عمومى كافى نيست ، و براى هر وضع ، و نسبت به هر شخص ، و در هر حال ، سودمند واقع
هامش
« 1 » . اينكه « عدل » را به معناى « توازن اقتصادى » مىگيريم ، براى آن است كه بحث اكنون و در اين بخشها از كتاب « الحياة » ، در بارهء « اقتصاد اسلامى » است .