آثار مهلك و ويرانگر فقر در جهت سقوط شخصيّت فردى و اجتماعى انسان و قدرتهاى بدنى و روانى و فكرى او سخن گفته شد . فقر طاقتهاى مردم را از ايشان سلب مىكند ، و بنيهء بدنى را در آنان ضعيف مىسازد ، و تندرستى را از ايشان مىگيرد ، و كرامت و آبروى ايشان را بر باد مىدهد ، و سستى و بىحالى و گريختن از واجبات اجتماعى را بر ايشان مستولى مىسازد ، پس - غالبا - نه شجاعتى در ايشان ديده مىشود و نه ايستادگى و مقاومتى در مقابل دشمنان ، و نه دلگرميى براى فداكارى ، هر چند ، با وجود اين ، اگر دفاعى صورت پذيرد ، در اغلب موارد رنج آن بر دوش همين محرومان و مستضعفان است ، و خونهايى كه براى نگاهدارى دين و كشور بذل مىشود خونهاى ايشان است كه با خونهاى كثيف متكاثران و مترفان آميخته نشده است .
بنا بر اين اساس ، واجب است كه حكومت اسلامى شالوده هاى توازن اقتصادى و معيشتى را با از بين بردن هر دو مانع استوار دارد ، تا امكان تشكيل دادن نيروهاى نظامى و دفاعى شجاع و با ايمانى فراهم آيد كه از اسلام و مسلمانان دفاع كنند ، و مرزهاى قرآن را پاس دارند ، و براى پراكندن كمال مطلوبهاى عالى به جهاد و مجاهده برخيزند ، تا انسان را از اسارت ظلم و ستم خلاصى بخشند ، بخصوص انسانهاى مظلوم و مستضعف معاصر را . . .
بايد اين نكته را نيز بر آنچه گفته شد بيفزاييم كه توازن اقتصادى و معيشتى ما را از دو راه به تأمين نيروهاى دفاعى مىرساند :
1 - از بين بردن تكاثر و اساس آن ، كه از اين راه سبب اصلى بىبندوبارى مردم و مردن روح شجاعت و انضباط و تعهّد و صبر و قناعت دفاعى از ميان مىرود .
2 - تقسيم مال و موهبتها از روى عدالت ( با جوازهايى فقهى كه داريم ) و به جريان افتادن اموال در ميان همهء مردم ، و فراهم آمدن زمينه اى شايسته براى پرورش يافتن نيروهاى مادّى و معنوى ، و جلب
الحياة ( فارسي ) — صفحة 588
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٨٨