تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
ضرورت پيدا مىكند ، جان و مال خويش را در اختيار قرار دهند . اين گونه كارها و وفاداريها كجا ، و حاكمان و اطرافيانى متكاثر و اترافگر و فرزندان و كسان ايشان كجا ؟ ! آيا اينان هيچ روز به اين انديشه افتاده‌اند كه سطح زندگى همه را همانند زندگى خود كنند ؟ بلكه زندگى بيشتر اين گونه كسان - در هر لباس و مقام و به نوبهء خود - هر روز از انسانيّت و ايثار اجتماعى و آرمانهاى الهى دور و دور تر شده است . و به همين جهت بايد گفت كه دارندگان چنين احوالى ، بار دوش ديگر مردمانند ، و در هنگام رسيدن بلا و مصيبت فرار را برقرار برمىگزينند ، و از هر گونه حركت تغييرى و انقلابى براى بهبود بخشيدن به اجتماع پرهيز مىكنند ، بلكه به نيروهاى اقتصادى معارض با اين گونه نهضتها - براى تأمين منافع خود - مىپيوندند ، چه آنان خواستار محيطى آرام هستند كه ، از يك سو ، بهره بردارى از مردم و انباشتن اموال بيحساب را براى ايشان تأمين كند ، و از سوى ديگر ، وسايل اتراف و اسراف در آن محيط از هر جهت فراهم باشد . پس آيا از تجمّع بازوهاى اين گونه كسان مىشود ارتشى فراهم آيد ، يا گروهها به كار حمايت و دفاعى برخيزند ؟ بلكه - بنا بر تعبير مولا امير المؤمنين « ع » - هيچ يك از افراد مردم در كمك كردن به حاكميّت ، كم خاصيّتتر از ايشان نيستند . « 1 » علاوه بر اين ، نظام تكاثرى ، مردمان ديگر را نيز به شانه تهى كردن از تعهّد و ترك قيود واجب اجتماعى بر مىانگيزد ، چه اين كار - چنان كه پيشتر گفته شد - سبب رواج فساد و بىبندوبارى مىشود ، و مردمان را به مصرفى بودن و متخلَّق به اخلاق مترفان و مستكبران گشتن سوق مىدهد ، و روحيّات ايشان را با آداب و عادات مسرفان و دروغگويان نزديك مىسازد ، و در نتيجه غيرت و حميّت را از غالب ايشان مىگيرد و از پايمردى براى فداكارى و ايثار دورشان مىكند . اين در تكاثر است ، و امّا در فقر ، ضدّيّت آن با قوام دفاعى و نظامى اجتماع و دفاع از حقوق آن امرى واضح است . و در فصلهاى پيشين از
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 996 ؛ « عبده » 3 / 96 .