( 7 ) - توازن اقتصادى و قوام دينى :
مالكيّت تكاثرى به حيات دين نيز زيان مىرساند ، و متكاثر را از قيام به وظايف اسلامى و اداى حقوق مالى و مردمى و به كار بستن احكام شخصى و اجتماعى آن باز مىدارد - چنان كه در قرآن آمده است . از بسيارى از نتايج منفى « مالكيّت تكاثرى » ، در « باب يازدهم » سخن گفتيم ، « 1 » كه از جملهء آنهاست : سستى يقين ، و وهن دين و رو كردن به فجور و گناهان .
و به همين گونه است فقر نيز كه سبب باز ماندن از انجام وظايف دينى مىشود ، و به جهل و از ميان رفتن اندك اندك اعتقاد و اعمال دينى در جانهاى غالب بىچيزان مىانجامد ، كه ياد آن نيز گذشت . « 2 » و پيش از اين از امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » نقل كرديم كه ، واجب است كه در امر دين محرومان ، ديگران و بويژه ثروتمندان ، به يارى و دستگيرى آنان برخيزند . « 3 » پس تكاثر و فقر هر دو براى تباه كردن دين كار مىكنند ، و مردمان را از خويگر شدن به روح تربيت دينى و تكامل معنوى باز مىدارند . و آنچه موجب زنده ماندن و حضور دين در اجتماع و راه يافتن آن به جانهاى ديگر و قوام آن در توده ها مىشود ، توازن اقتصادى و تعادل معيشتى است ، كه « حيات دين در گرو اجراى عدالت است » .
( 8 ) - توازن اقتصادى و قوام هنرى
: هنر - با همهء تعريفهاى گوناگون و شعبه هاى مختلفى كه دارد - بطور نوعى ، جز به دست كسانى شكوفا نمىشود كه روانهاى گسترده ، جانهاى صيقل خورده ، ذهنهاى تيز ، موهبتهاى تبلور يافته و وجدانهاى حاد داشته باشند . . . و گستردن ارواح ، و صيقل خوردن جانها ، و تيز شدن ذهنها ، و تبلور موهبتها ، و حدّت يافتن وجدانها ، امورى است كه متوقّف بر تربيتى نيكو و شريف و فيّاض است ، كه - بطبع - بايد در جامعه اى سالم و متعادل و بهره مند از توازن علمى و فنّى و هنرى و تربيتى و بهداشتى و اخلاقى . . . صورت
هامش
« 1 » . ( جلد چهارم / 646 - 675 ) .
« 2 » . ( جلد چهارم / 646 - 675 ) .
« 3 » . ( جلد سوم / 285 - 320 : « نقش امكانات مادّى در حيات معنوى » ) .